دید کلی

تک‌‌یاختگان گروهی از موجودات زنده یوکاریوت هستند که پیکرشان تنها از یک یاخته تشکیل شده است و فعالیتهای زیستی مختلف این موجودات توسط بخشهای اختصاص یافته‌ای از پروتوپلاسم به نام اندامهای یاخته‌ای انجام می‌شود این بخشها مشابه اندامهای موجودات پر‌یاخته‌ای عمل می‌کنند. از این رو یک تک‌یاخته‌ای ، برخلاف یاخته‌های پریاختگان که وابسته به یاخته‌های دیگرند، موجود کامل و مستقلی است که تمام فعالیتهای زیستی یک پر‌یاخته‌ای را نظیر حرکت ، شکار طعمه ، گوارش ، تکثیر و غیره انجام می‌دهد.



تصویر

مشخصات تک یاخته‌ها

اندازه

بطور کلی ، تک‌یاختگان بسیار ریز و میکروسکوپی هستند اکثرا بطور منفرد و گاهی بصورت کلنی دیده می‌شوند.

اندامهای حرکتی

از مهمترین خصوصیات تک‌یاختگان داشتن اندامکهای حرکتی ، مانند پاهای کاذب ، تاژکها و مژکها است و تقسیم آنها به چهار رده اصلی تاژکداران ، مژکداران ، ((ریشه‌پایان)) و اسپورداران بیشتر بر اساس همین زواید حرکتی آنهاست پاهای کاذب ، زواید سیتوپلاسمی موقتی هستند که در برخی از تک‌یاختگان فاقد پوشش سخت شکل می‌گیرند و حرکتی به نام آمیبی را در آنها باعث می‌شوند این نوع حرکت در گروهی از ریشه‌پایان ، مانند آمیب‌ها و بعضی از یاخته‌های جانوری نظیر گویچه‌های سفید خون ، یاخته‌های جنسی ، یاخته‌های کشت بافت و در برخی از قارچها دیده می‌شود.

تاژکها و مژکها ، که زواید دایمی حرکتی تک‌‌یاختگان‌اند، ساختاری کاملا مشابه دارند و از تعدادی میکروتوبول با نظمی خاص تشکیل یافته‌اند. تفاوت تاژکها و مژکها در طول و تعداد آنهاست. اگر طولشان کم تعدادشان زیاد باشد مژک و چنانچه دراز و به تعداد محدود باشند تاژک خوانده می‌شوند. حرکت تاژکها به صورت موجی و از راس به طرف قاعده تاژک و یا برعکس است در حالیکه حرکت مژکها به صورت پارویی است. انجام حرکات آمیبی و تاژکی و مژکی ، بستگی به حضور ATP و یون کلسیم با غلظت مناسب در مورد حرکت آمیبی در محیط دارد.

واکوئلهای دفعی و گوارشی

بسیاری از تک‌یاختگان دارای حفره‌ا‌ی جهت دفع آب و بعضی مواد زاید هستند به نام واکوئل دفعی یا انقباضی که به تناوب منقبض شده و محتویات آبگون خود را به بیرون می‌ریزد. در مژکداران خروج محتویات این واکوئل از سوراخ خاص موجود در پلیکل صورت می‌گیرد. واکوئلهای انقباضی معمولا تک‌یاختگان آب شیرین که سیتوپلاسم آنها نسبت به محیط آبی اطراف هیپرتونیک است دیده می‌شوند و در بعضی از گونه‌های دریایی نیز دیده شده‌اند. در تک‌یاختگانی که تغذیه جانوری دارند حفرات یا واکوئلهایی دیده می‌شوند به نام واکوئلهای گوارشی یا غذایی که ذرات غذایی در آنها معلق‌اند.


تصویر



این واکوئلها همراه با جریان سیتوپلاسمی یا سیلکوز در داخل سیتوپلاسم جابجا می‌شوند. در اکثر مژکداران هولوزوئیک ، واکوئلهای گوارشی در انتهای کانال یا معبری به نام حلق یاخته‌ای قرار دارند. قبل از حلق ، دهان یاخته‌ای وجود دارد که در مژکداران عالی فضایی به نام فضای پیش دهانی قبل از آن دیده می‌شود. ضربان مژه‌های موجود در این فضای پیش دهانی موجب جریان یافتن آب همراه با ذرات غذایی به داخل دهان ، حلق یاخته‌ای و سپس واکوئلهای گوارشی می‌شود.

هسته

در تک‌یاختگان بسیار متنوع‌اند، هسته به شکلها و اندازه‌ها و با ساختارهای مختلف دیده می‌شود. بیشتر تک‌یاختگان یک هسته دارند در حالی که بعضی از آنها ممکن است در تمام یا بخشی از زندگی خود بیش از یک هسته داشته باشند. در مژکداران دو نوع هسته وجود دارد: یکی هسته بزرگ (پلی‌پلوئیدی) به تعداد یک عدد و به شکلهای مختلف و دیگری هسته کوچک (دیپلوئیدی و در ارتباط با فعالیتهای تولید مثلی) که تعداد آن در یک یاخته ممکن است از یک تا 80 عدد تغییر کند.

سیتوپلاسم

سیتوپلاسم در اکثر تک‌یاختگان به دو بخش بیرونی (اکتودرم) و درونی (آندوپلاسم) متمایز می‌شود. اکتوپلاسم در ریشه‌پایان شفاف ، یکنواخت ، بدون دانه و ژله مانند است در حالی که آندوپلاسم دانه‌دار و آبگون است.تغییر حالت ژله‌ای اکتوپلاسم به حالت آبگونه‌ای آندوپلاسم و بالعکس در ایجاد پاهای کاذب برای برای حرکت آمیبی موثر است در مژکداران ، اکتوپلاسم بخش دایمی و مشخص و حاوی اندامکهای گوناگون است.

تک‌یاختگان گیاهی

تک‌یاختگان گیاهی به فراوانی تک‌یاختگان جانوری نیستند و اختصاصات بارز و متنوع آنها را ندارند. ویژگی مهمی که فقط در تک‌یاختگان گیاهی (تاژکداران گیاهی) دیده می‌شود وجود یک یا چند اندامک محتوی کلروفیل و کاروتنوئید به نام کروماتوفور است این اندامکها در تغذیه هولوفیتیک دخالت دارند و به همین دلیل تاژکداران گیاهی را جز جلبکهای سبز به شمار می‌آورند. تک‌یاختگان حاوی کروماتورفور معمولا دارای یک لکه چشمی یا استیگما هستند که بخشی فنجانی شکل و حاوی رنگیزه‌های کاروتنوئید است و به رنگهای سرخ و قهوه‌ای دیده می‌شود.

لکه چشمی ، بلکه غالبا در بخش پیشین جسم یاخته و در زیر تاژک قرار دارد به عنوان اندامک حساس به نور و در بعضی از تاژکداران به عنوان مشخص کننده جهت حرکت عمل می‌کند. از میان تک‌یاختگان گیاهی دیاتوم‌ها و مخمرها در آبها و محیط اطراف ما فراوانترند و مشاهده آنها نیز آسانتر است دیاتوم‌ها از جلبکهای سبز- زرد هستند که بسیاری ازآنها تک‌یاخته‌اند و مخمرها از قارچهای تک‌یاخته‌ای محسوب می‌شوند که به اشکال مختلف در مواد غذایی مانند خمیر نان ، ماست سرکه و غیره دیده می‌شوند.

تک یاختگان جانوری




تصویر

تاژکداران

ابتدایی‌ترین اعضای این گروه تاژکداران جانوری هستند که معمولا زندگی آزاد داشته و هولوتروف هستند و به جلبکهای تاژکدار بی‌رنگ شباهتی بسیار دارند. تاژک این قبیل پروتوزوئرها جریانی در آب پدید می‌آورد که غذا را به سوی سلول می‌راند. تاژکداران جانورانی ابتدایی و آزاد و بدون تردید خاستگاه بسیاری از صورتهای دارای زندگی همزیستی امروزی هستند. مثلا گونه‌های مختلف تریپونوزوما به صورت انگل در سلولهای خون و لنف مهره‌داران مختلف به سر می‌برند. ترکونمفا همزیست دیگری است که چوب را در لوله گوارش موریانه هضم می‌کند.

آمیبیها

آمیبیها توسط پاهای کاذب حرکت و تغذیه می‌کنند. هلیوزوآها که بیشتر ساکن آب شیرین هستند انواعی هستند که در آنها پاهای کاذب متعدد و دائمی همانند اشعه خورشید از اطراف سلول خارج می‌شوند. شعاعیان پلانکتونی نیز ظاهر مشابه دارند. در گروه دیگری از آمیبیها پاهای کاذب از درون حمایت نمی‌شوند بنابراین آزادانه جریان می‌یابند و تغییر شکل می‌دهند. معروف‌ترین نمونه این گروه آمیب معمولی است که آمیبا پروتئوس است. یکی از وابستگان نزدیک و انگل این گروه آنتامبا هیستولیتیکا است که مولد اسهال خونی در انسان می‌باشد.

هاگداران

هاگداران انگل چرخه زندگی پیچیده‌ای دارند. این چرخه شامل مراحل تشکیل هاگ است. یک هاگدار تک سلولی می‌تواند تقسیم چند تایی بیابد و بطور همزمان تعدادی سلول کوچکتر حاصل آورد. هر کدام از سلولهای حاصل هاگی است که یک هسته دارد که و پس از آنکه چنین سلولی به عنوان انگل بالغ در بدن یک میزبات مستقر شد، چند هسته‌ای می‌شود و خود را برای انجام تقسیم چند تایی دیگری آماده می‌سازد. پلاسمودیوم معروف‌ترین هاگداران است و گونه‌های مختلف آن در پستانداران و پرندگان ایجاد بیماری مالاریا می‌کنند.



تصویر

مژکداران

مژکداران پیچیده‌ترین و ظریف‌ترین و در عین حال صاحب گوناگون‌ترین سلولهای تخصص یافته در میان اقسام سلولهای شناخته شده‌اند. این جانداران توسط مژکهایی حرکت و تغذیه می‌کنند که در بیشتر موارد روی ردیفهای منظم واقعند. بیشتر مژکداران از قبیل پارامسی دارای حلقی همیشگی هستند. مژکداران چند هسته‌ای هستند. تعداد قابل توجهی از مژکداران زندگی همزیستی دارند و بیشتر اقسام آزاد متحرک می‌باشند. چند گروه ثابت هم در میان آنها وجود دارد که ورتیسل از آن جمله است

تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 22:14 | نویسنده : ساره |
اپيدميولوژى بيمارى شاگاس (تريپانوزومياز Trypanosomiasis آمريکائي) نوعى بيمار مشترک بين انسان و حيوان است که عامل آن تريپانوزوماکروزى (Trypanosoma Cruzi) مى‌باشد؛ اين انگل فقط در آمريکا يافت مى‌شود. انتقال اين بيمارى به انسان عمدتاً از طريق ساس‌هاى ردوويد (Reduviid Bug) آلوده صورت مى‌گيرد؛ اين ساس به‌طور غير يکنواخت ازجنوب ايالات متحده تا جنوب آرژانتين ديده مى‌شود. انتقال از طريق تزريق خون آلوده و به‌طور عمودى از مادر به جنين نيز صورت مى‌گيرد. عفونت تريپانوزوماى کروزى انسان، يک مشکل بهداشتى به‌ويژه در مناطق روستائى آمريکاى مرکزى و جنوبى محسوب مى‌شود.

  تظاهرات بالينى
اولين نشانه‌هاى بيمارى شاگاس حاد حداقل يک هفته پس از ايجاد عفونت به‌وجود مى‌آيد ممکن است يک منطقه قرمز و متورم اندوره (شاگوما Chagoma) به‌همراه لنفادنوپاتى ديده شود. نشانه رومانيا (Romana Sign) (ادم بدون درد يک‌طرفه پلک و دور چشم) هنگامى پديد مى‌آيد که ملتحمه راه ورود ارگانيسم باشد. نشانه‌هاى موضعى با تب، بى‌‌اشتهائي، و ادم صورت و اندام‌هاى تحتانى دنبال مى‌شوند. ميوکارديت شديد نوعى عارضه نادر ما بالقوه کشنده بيمارى مى‌باشد. علائم حاد خودبه‌خود از بين مى‌روند و پس از آن بيمار وارد فاز نامشخص يا بدون علامت عفونت تريپانوزوماکروزى مزمن مى‌شود. شاگاس مزمن و علامت‌دار سال‌ها يا حتى ده‌ها سال بعد ظهور مى‌کند و علائم آن عمدتاً قلبى و گوارشى مى‌باشند. کارديوميوپاتي، اختلالات ريتم، يا ترومبوآمبولى ممکن است اتفاق بيفتند. RBBB شايع‌ترين يافته در ECG است. تظاهرات گوارشى عبارتند از: مگاازوفاگوس (با علائم ديسفاژي، اُدينوفاژي، درد سينه و رگورژيتاسيون) و مگاکولون (با علائم درد شکم، يبوست مزمن، انسداد، سوراخ‌شدگي، سپتيسمي، و حتى مرگ).

  تشخيص
تشخيص بيمارى شاگاس حاد نياز به ديدن انگل دارد که ممکن است در بررسى بافى‌کت يا خون تازه يا اسمير نازک يا ضخيم خون يافت شود. اگر مشاهده مستقيم موفقيت‌آميز نبود، مى‌توان از تلقيح به موش و کشت در محيط‌هاى اختصاصى کمک گرفت. بيمارى مزمن با کمک سرولوژى تشخيص داده مى‌شود. CF، ايمونوفلورسانس، و اليزا همگى موجود هستند اما مثبت کاذب آنها زياد است. به همين علت توصيه مى‌شود که هر تست مثبت را با دو تست ديگر تأييد نمود.

  درمان
نيفورتيموکس (Nifurtimox) در ايالات متحده تنها داروئى است که بر تريپانوزوماکروزى تأثير دارد. اين دارو مدت و شدت بيمارى حاد را کاهش مى‌دهد اما تأثير آن در ريشه‌کنى انگل پائين است به‌طورى که تقريباً ۷۰ درصد از عفونت‌هاى حاد را از نظر انگلى درمان مى‌نمايد. درمان بايستى سريع و با دوز روزانه ۱۰-۸ mg/kg در بزرگسالان، ۱۵-۵/۱۲ mg/kg در نوجوانان، و ۲۰-۱۵ mg/kg در کودکان ۱۰-۱ سال شروع شود. درمان به‌صورت خوراکي، چهار بار در روز و به‌مدت ۱۲۰-۹۰ روز ادامه مى‌يابد. نيفورتيموکس را مى‌توان از CDC تهيه نمود. پس از سال‌ها بحث توصيه مى‌شود که بيماران آلوده به تريپانوزوماکروزى بدون توجه به وضعيت بالينى و مدت عفونت آنها درمان شوند.


تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 22:12 | نویسنده : ساره |

مقدمه و اهمیت موضوع:بیماری لیشمانیوز در مناطق گرمسیری آمریکا، آفریقا، شبه قاره هند و در نواحی نیمه گرمسیری آسیای جنوب غربی و ناحیه مدیترانه آندمیک می باشد. این اختلال شامل گروهی از بیماریها با تظاهرات بالینی و  عواقب بهداشتی بسیار متنوع است (از ضایعات بد شکل خودبخود بهبود یابنده  در تعداد اندکی از افراد تا اپیدمی های شدید با میزان مرگ و میر بالا) تعداد افراد آلوده در دنیا دوازده میلیون نفر تخمین زده می شود. و 350 میلیون نفر در مناطقی زندگی می کنند که احتمال ابتلاء به بیماری وجود دارد. 3 میلیون نفر از اشکال مختلف بیماری رنج می برند. تعداد موارد جدید در هر سال 5/1 میلیون نفر می باشد که از این تعداد ، پانصد هزار مورد (000/500) مبتلا به لیشمانیوز احشایی هستند. این تخمین ها مواردی را كه بعلت عدم گزارش بسیاری از  موارد جدید بیماری (در مناطق روستایی ) یا عدم الزام گزارش این موارد در بسیاری از کشورهای آندمیک در نظر آورده نمی شوند، نیز بحساب می آورند. لیشمانیوز احشایی اپیدمی های وسیع ایجاد می کند و تعداد بیماران در سالیان مختلف بسیار متنوع است. در طول سال 1991 ، اپیدمی های وسیعی در هندوستان بوقوع پیوست. تعداد بیماران در هند به تنهایی حدود 000/250 نفر بوده است. از آنجا که میزان کشندگی بیماری در موارد تشخیص داده و درمان شده بین 5 تا 10 درصد   (در سودان تا 14%) و در موارد درمان نشده 100% می باشد، تخمین می زنند که لیشمانیوز احشایی 000/75 نفر را در سال 1991 به هلاکت رسانده باشد. ابتلاء به لیشمانیوز پوستی از شدت کمتری برخوردار می باشد. ولی در مناطق آندمیک ناراحتی فراوانی را ایجاد می نماید. (حداقل به خاطر جنبه روانی و اجتماعی و ظاهر زننده ای که بیماری ایجاد می کند). اهمیت این مسئله نزد مردم در مناطق آندمیک از آنجا مشخص می شود که در این مناطق به روش قدیمی لیشمانیزاسیون روی می آورند . این روش شامل ایجاد عفونت عمومی و مخاطره آمیز بالیشمانیا به منظور القای ایمنی تمام عمر نسبت به آن و به قیمت بروز یک زخم و ضایعه در مناطقی از بدن است که کمتر در معرض برخورد با عامل بیماری قرار دارند. اهمیت مراقبت در بیماری لیشمانیوزها : مراقبت این بیماری باتوجه به پیچیدگی اپیدمیولوژیک در حلقه انتقال این بیماری (وجود مخازن و ناقلین گوناگون) از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد چه با تجهیز شبکه مراقبتی کارآمد و آگاهی سریع ازوقوع موارد علی الخصوص در نقاط عاری از بیماری میتوان فرصت کافی جهت آگاهی از وضعیت ناقلین ، مخازن ، طبقه بندی نوع بیماری که از الزامات اولیه تعیین راه صحیح مبارزه با بیماری است و همچنین در مورد نوع احشايی درمان به موقع و پیشگیری از مرگ و میر فراوان بیماری نقش موثری در مهار بیماری ایفاء نمود. اساس مراقبت صحیح در مورد هر بیماری تعیین تعاریف مشخص جهت گزارش بیماری به سطوح مختلف می باشد که در صفحات بعد به آن خواهیم پرداخت . عامل بیماری :یک انگل تک یاخته ای از جنس لیشمانیا (Leishmania) است که انواع مختلفی دارد. بعضی از آنها در انسان ایجاد بیماریهایی بنام لیشمانیوز می کند. لیشمانیوز جلدی یا سالک بوسیله لیشمانیاتروبیکا (L.Tropica) و لیشمانیا ماژور(L.Major) ایجاد می شود که زخم پوستی خوش خیمی می باشد و در اغلب نقاط ایران دیده می شود. لیشمانیا دونووانی (L.donovani) با لیشمانیااینفانتوم(L.infantum) عامل بیماری کالاآزار و یا لیشمانیوز احشایی است. انگل لیشمانیا جزو تک یاخته های تاژک دار است. در بدن میزبان مهره دار از جمله انسان در داخل سلولهای بیگانه خوار بافتها بشکل گرد یا تخم مرغی با اندازه 4-2 میکرون رشد و تکثیر پیدا می کند. در میزبان بی مهره یا پشه خاکی که ناقل بیماری است و هم چنین در محیط کشت بشکل انگلی دراز ، دوکی شکل ، متحرک و دارای یک رشته باریک بنام تاژک می باشد.  ناقل بیماری :ناقل بیماری پشه ریزی است بنام پشه خاکی یا فلبوتوموس (phlebotomus) که اندازه آن 2-3 میلیمتر و بدن آن پر از مو برنگ زرد مایل به کرم می باشد. پشه خاکی ماده خونخوار است و از خون انسان و بعضی پستانداران تغذیه می کند . پشه خاکی ماده معمولاً هر 5 روز یکبار خون می خورد در موقع خون خوردن آلوده می شود پس از حدود 10 روز می تواند آلودگی را به میزبان مهره دار دیگر منتقل کند. خونخواری پشه خاکی معمولاً در شب انجام گرفته و روزها را در جای تاریک و مرطوب در زیر زمین و قسمت سایه دار اماکن انسانی یا حیوانی استراحت می کند. طول عمر پشه خاکی بالغ یکماه است که در این مدت یک یا چند بار تخم گذاری انجام می دهد. تخم ها پس از طی دور ه های مختلف (حدود یکماه و نیم ) به پشه بالغ تبدیل می شوند که می تواند پرواز کند. پشه خاکی انواع زیادی دارد که بعضی از انواع آن ناقل کالا آزار و برخی دیگر ناقل لیشمانیوز جلدی نوع شهری و بعضی ناقل لیشمانیوز جلدی نوع روستایی می باشند. مخزن انگل: مخزن انگل در بیماری کالاآزار بر حسب نوع آن فرق می کند در  کالاآزار نوع هندی مخزن انسان است که با آلوده شدن توسط نیش پشه خاکی به انسان سالم منتقل می گردد. در نوع مدیترانه ای از جمله کالا آزار ایران سگ و سگ سانان وحشی مانند روباه و شغال مخزن اصلی بیماری هستند و در برخی نقاط مانند آفریقا ، جوندگان مخزن این انگل می باشند. در کالاآزار مدیترانه ای انتقال بیماری توسط پشه خاکی از انسان مبتلا به کالا آزار به انسان سالم امکان پذیر است.  مخزن بیماری لیشمانیوز جلدی در ایران  لیشمانیوز جلدی به دو گونه است . نوع شهری یا خشک (Anthroponotic) در این نوع مخزن بیماری انسان بوده ولی سگ هم بطور اتفاقی به بیماری مبتلا می گردد. در لیشمانیوز جلدی نوع روستایی یا مرطوب (Zoonotic) مخزن بیماری عمدتاً جوندگان بوده که مهمترین آنان در ایران رومبومیس اوپیموس  (در اصفهان) از خانواده ژربیل ها مي باشد جوندگان دیگری نیز بعنوان مخزن لیشمانیوز جلدی نوع روستایی در ایران مورد بررسی و تائید قرار گرفته اند که از آنجمله مریونس لیبیکوس در شهرستان نطنز استان اصفهان مریونس هوریانه در سیستان و بلوچستان و تاتراایندیکا (Tatera indica)  درخوزستان. راههای سرایت بیماری و سیکل زند گی انگل زندگی انگل دارای دو مرحله است یک مرحله لیشمانیانی و دیگری مرحله لپتومونائی در مرحله لیشمانیائی که به آن آماستیگوت می گویند انگل بصورت ارگانیسم فاقد تاژک با بدن گرد یا بیضوی و گاهی دوکی شکل است که در داخل سلول های بیگانه خوار (ماکروفاژ) پستانداران وجود دارد و اجسام لیشمن نامیده می شود. در مرحله لپتومونائی که به آن پروماستیگوت نیز می گویند از تغییر شکل حالت لیشمانیائی بوجود می آید، در این شکل انگل تاژکی د رقسمت قدامی خود دارد که این شکل انگل در دستگاه گوارش پشه خاکی و هم چنین در داخل محیط کشت دیده می شود. انگل در فرم آماسیتگوت در بدن میزبان مهره دار مثل انسان و حیوان قرار دارد و اغلب در داخل ماکروفاژها (سلولهای بیگانه خوار ) زندگی می کند. پشه خاکی جنس ماده خونخوار است. و با مکیدن خون ، آماستیگوت را می بلعد و در دستگاه گوارش به مرحله پروماستیگوت تبدیل می نماید. این فرم ارگانیسم با تقسیم بندی غیر جنسی دوتایی زیاد می شود و بعد از گذشتن 5 الی 20 روز تعداد آنها زیاد شده  بطوریکه در سالک با نیش زدن پشه خاکی ماده آلوده ، این انگل به انسان سالم منتقل شده و باعث بروز زخم سالک می گردد بطور کلی سالک بوسیله انواع پشه خاکی های آلوده به سه طریق زیر بوجود   می آید: 1-      انسان به انسان2-      حیوان به حیوان 3-      حیوان به انسان و بالعکس و در کالاآزار محل استقرار انگلها در سلولهای بیگانه خوار سیستم رتیکولوآندتلیال ، بافت طحال ، کبد، مغز استخوان ، غدد لنفاوی وسایربافت ها است و ممکن است در منوسیتهای خون نیز دیده شوند. در موقع خون خوردن پشه خاکی از میزبان مهره دار آلوده اشکال لیشمانیایی وارد لوله گوارش پشه شده و در آنجا بشکل لپتومونايی(تاژکدار) در می آید در قسمت میانی معده پشه تکثیر شده و درموقع خونخواری از انسان سالم بهمراه بزاق وارد بدن میزبان مهره دار می شود. در بدن انسان تاژک خود را از دست داده در سلولهای بیگانه خوار بدن انتشار می یابند. راههای دیگر انتقال ممکن است تماس جنسی، انتقال خون، مادرزادی از طریق جفت و یا آلودگی مخاط چشم و یا زخمهای باز با مواد آلوده مانند ترشح زخم یا مخاط بینی انسان و یا حیوان مبتلا به لیشمانیوز احشایی باشد. حیوانات گوشتخوار ممکن است با خوردن لاشه حیوان آلوده مبتلا شوند. دوره کمون:درسالک بسته به نوع بیماری متفاوت است . در لیشمانیوز جلدی نوع مرطوب (روستایی) دوره کمون کوتاهتر (4-1) هفته ولی در لیشمانیوز جلدی نوع خشک (شهری ) این دوره طولانی تر و بطور معمول (2 تا 8 ماه ) گاهی 2-1 سال می باشد. در لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) نیز این دوره  از چند هفته تا چند ماه و گاهی تا یکسال می باشد.  علائم بیماری در سالک: ضایعات سالک ممکن است به یکی از اشکال زیر دیده شود:1)      شکل خشک 2)      شکل مرطوب3)      اشکال غیر معمول 4)      شکل مزمن 5)      شکل لوپوئید یا عود کننده 6)      ضایعات ناشی از مایه کوبی که در این نوشته فقط به ذکر انوع خشک و مرطوب آن می پردازیم . 1- شکل خشک این شکل بیماری دارای 4 مرحله پاپول بی درد، مرحله زخم و دلمه ، شروع بهبودی ، بهبودی کامل و به جای ماندن جوشگاه (جای زخم یا اسکار) می باشد.پس از گذشت دوره کمون در محل گزش پشه پاپول سرخ رنگي ظاهر می شود این پاپول نرم و بی درد است و در اثر فشار محو نمی شود. گاه خارش مختصری دارد. پس از گذشت چند هفته یا چند ماه پاپول فعال شده ، ضایعه بزرگتر شده و اطراف آن را هاله قرمز رنگی فرا میگیرد. و کم کم بر اثر تجمع سلول ها در آن قطعه ضایعه سفت می شود. پس از گذشت 2 تا 3 ماه پاپول بصورت دانه ای سرخ  و برجسته با سطحی صاف و شفاف و قوامی نرم در می آید. در این هنگام گاه در روی آن فرورفتگی به عمق یک میلیمتر که ته آن پوسته پوسته است دیده می شود. به تدریج سطح این دانه نرم می شود و مایع سروزي ترشح می کند و بالاخره ضایعه بصورت زخمی باز در می آید . زخم حدودی مشخص و حاشیه ای نامنظم و برجسته دارد که روی آن را دلمه ای کثیف و قهوه ای رنگ پوشانده است. اگر دلمه کنده شود کف زخم فرو رفته است اطراف زخم دارای هاله ای صورتی رنگ كه در مقایسه با بافتهای اطراف و زیر آن سفت به نظر می رسد. ضایعه بی درد و گاهی دارای خارش خفیف است. هرچه تعداد ضایعات بیشتر باشد اندازه زخمها کوچکتر و بهبودی آنها سریعتر است . بهبودی زخم بتدریج از مرکز زخم شروع شده و دلمه شروع به خشک شدن می کند . و پس از گذشت 12-6 ماه و گاه بیشتر  ضایعه کاملا بهبود می یابد و اثر آن به صورت جوشگاهی فرورفته با حدودی کاملا مشخص و حاشیه ای نامنظم باقی می ماند. 2-شکل مرطوب :این شکل نیز دارای همان چهار مرحله سالک خشک می باشد ولی تظاهرات بالینی آن تفاوتهایی به شرح ذيل دارند: پس از طی دوره کمون چند هفته تا چند ماه ضایعه بصورت جوش همراه با التهاب حاد ظاهر می شود .پس از دو هفته زخمی شده که بسرعت بزرگ و دور آن پرخون می شود. زیر لبه زخم خالی است و لبه زخم دارای تفاریس و چرک زیاد است . جوش خوردن زخم از وسط و اطراف همزمان اتفاق می افتد و بطور معمول زخم ظرف مدت 6-4 ماه پس از شروع آن به کلی خوب می شود و به ندرت در حالتهای عادی بیش از 8 ماه طول می کشد. علائم بالینی در کالاآزار :استقرار بیماری معمولا مخفیانه و بدون علائم مشخصی صورت می گیرد و به کندی پیشرفت می کند . تظاهرات آن با تب نامنظم و مواج تا 40 درجه سانتیگراد با بیقراری ، درد ناحیه طحال ، سرفه و کم شدن وزن بدن، بزرگی طحال و کبد و در نتیجه بزرگ شدن شکم بیمار ، کم خونی و کم شدن تعداد عناصر سلولهای خونی (گلبولهای قرمز، سفید و پلاکت ها ) ورم صورت و دستها و پاها دیده می شود. در مواردی رنگ پوست بیمار برنزه و تیره می شود که برخی دلیل نامگذاری بیماری را به مرض سیاه (کالاآزار) بهمین دلیل می دانند و برخی نیز به دلیل مرگ و میر زیاد بر اثر این بیماری نام بیماری سیاه به آن داده اند. از بین رفتن سلولهای بیگانه خوار بدن و کاهش قوای دفاعی سبب آمادگی برای پذیرش سایر عفونت ها شده و اگر تشخیص و درمان بموقع انجام نگیرد موجب مرگ بیمار می گردد. بطور کلی تشخیص بیماری لیشمانیوز جلدی و احشایی براساس آخرین مصوبه کمیته کشوری در انواع مظنون ، محتمل و قطعی بشرح زیر است:  لیشمانیوز جلدی - تشخیص مظنون  (Suspected) :وجود پاپول یا زخم پوستی بیشتر در نقاط باز بدن در منطقه آندمیک که بیش از 10 روز طول کشیده باشد. - تشخیص محتمل (Probable):وجود پاپول یا زخم پوستی که بتدریج افزایش اندازه یافته ، اولسر آن گاه سطحی و برآمده است و گاه بصورت زخم های عمیق و چرکی با کناره های قرمز رنگ می باشد. - تشخیص قطعی (Definite):دیدن انگل در گسترش تهیه شده از ضایعه پوستی (اسمیر یا کشت) لیشمانیوز احشایی  (کالاآزار )- تشخیص مظنون (Suspecred): بروز علام کلینیکی بصورت بیماری تحت حاد با علائمی نظیر تب ، هپاتومگالی ، اسپلنومگالی ، کاهش وزن ، کم خونی ، تغییر رنگ پوست.- تشخیص محتمل (Probable): علائم بالینی همراه با آزمایش IPA DAT مثبت - تشخیص قطعی : (Definite)دیدن انگل در گسترش تهیه شده از بافتها (طحال ، مغز استخوان و غدد لنفاوی) و یا بدست آوردن آن در محیط کشت   تشخیص بیماری  تشخیص لیشمانیوز جلدی:تشخیص بالینی سالک وقتی به اثبات می رسد که میکروارگانیسم در اسمیر رنگ آمیزی شده مایع حاصل از ضایعات جلدی و یا کشت دیده شود و یا در آزمایش بافت شناسی در بافت رنگ آمیزی شده مشاهده گردد. معیارهای تشخیص آزمایشگاهی :1- آزمایشات انگل شناسی مثبت (اسمیر یا کشت از زخم )2- آزمایشات سرولوژی مثبت (IFA,ELIZA) فقط برای لیشمانیوز مخاطی  (M.C.L)    تشخیص کالا آزار :باتوجه به اینکه کالا آزار در ایران اغلب در بچه ها دیده می شود و از علائم ظاهری آن تبهای نامنظم ، بزرگی طحال و کبد و در نتیجه بزرگ شدن شکم ، کم خونی و ضعف و لاغری است موارد مشکوک را می توان جهت تشخیص قطعی به پزشک مرکز درمانی و یا متخصص جهت انجام آزمایشات معرفی نمود. معیارهای تشخیص آزمایشگاهی :1- مثبت بودن آزمایشات انگل شناسی (تهیه گسترش از مغز و استخوان – طحال – کبد – غدد لنفاوی – خون ) و کشت ازبیوپسی یا مواد آسپیره شده از اعضاء2- مثبت آزمایشات سرولوژی (DAT,ELIZA, IFA) تهیه نمونه خون برای انجام تستهای سرولوژی بسادگی امکان پذیر است. میتوان نمونه خود را در لوله های باریک هپارتیه از نوک انگشت بیمار پس از ضد عفونی کردن انگشت با الکل و سوراخ کردن آن با تیغه نوک تیز استریل یا لانست یکبار مصرف تهیه کرد. پلاسمای آن را بوسیله سانتریفوژ کردن جدا نمود یا با تماس دادن کاغذ صافی آزمایشگاهی با خون روی انگشت بیمار مقداری از خون را بصورت یک لکه یکنواخت بقطر حدود یک سانتیمتر جذب کاغذ کرده و پس از خشک شدن مورد آزمایش آگلوتیناسیون مستقیم که انجام آن را در آزمایشگاههای کوچک و دور افتاده با تجهیزات ساده و دور افتاده عملی است قرار داد.  درمان ليشما نيوزالف – ليشمانيوز احشائي يا كالا آزاربراي درمان شكل هاي ليشمانيوز بجز نوع منتشر آن Diffuse Cutaneous Leishmaniasis تركيبات آنتيموان پنج ظرفيتي جهت استفاده موضعي و عمومي پيشنهاد مي شوند . بمنظور اجتناب از عود بيماري ، تقليل هزينه درمان ، پيدايش مقاومت داروئي بايستي داروئي مناسب بمقدار لازم ودر فاصله  زماني متناسب تجويز گردد . اگر چه آنتيموان پنج ظرفيتي بعنوان داروي خط اول درمان بيماري پذيرفته شده است ولي تفاوتهاي فراواني در نحوه بكار بردن آن اعمال مي شود.دو داروي آنتيموان پنج ظرفيتي دردسترس مي باشند.مگلومين آنتيموانات  (گلوكانتيم) وسديم استيبوگلوكونات ( پنتوستام ) ، كه اين دو دارو از نظر شيميايي مشابه بوده و تصور مي شود كه مدت  اثر بخشي و سميت آنان در درمان  ليشمانيوز احشايــي به مقـــدار آنتيموان مـوجـود در دارو بستگي داشته باشد محلـــول مگلومـــين آنتيموانات تقريبـاً + 85 mg/ml ) 8.5% sb5) آنتيموان داشته در حاليكه ميزان آنتيموان    ( Sb 5+ ) موجود درپنتوستام درحدود  (100mg/ml) 10% Sb 5+  مي باشدگلوكانتيم دركشورهاي فرانسه زبان و آمريكاي لاتين و پنتوستام در كشورهاي انگليسي زبان و آمريكا مصرف مي شوند . درايران تاكنون گلوكانتيم مصرف شده ودزاژ توصيه شده داروي فوق برپايه ميزان آنتيموان پنج ظرفيتي موجود بوده ودر كالا آزار عبارتست از 20 ميلي گرم آنتيموان براي هركيلو گرم وزن بدن روزانه بمدت بيست روز. بيمارا نيكه بيماري در آنان باقي مانده و احتياج به درمان طولاني تري دارند بايستي مدت بيشتري در مان شوند . عدم پاسخ درماني اوليه كه بصورت عدم پاسخ كلينيكي به درمان اوليه با آنتيموان مي باشد در بيشتر مناطق بين 20% تا 8% است .بيمارانيكه به درمان با آنتيموان در دوره اول جواب مناسب درماني نمي دهند ممكنست در دوره دوم يا حتي دوره سوم پاسخ مناسبي بدهند . آنتيموان در اين دوره مي تواند بدون سميت تا 30 روز تجويز شود . درمان موفقيت آميز با دوره طولاني تري ( 120 روزه) درمورد PKDL ( ليشمانيوز پوستي بعد از كالا آزار ) از هندوستان گزارش گرديده است .طول دوره درمان در يك منطقه آندميك با نقاط ديگر متفاوت بوده ولي در تمام موارد درمان بايد حداقـــل  2 هفته  پس ازمنفي شدن آزمايش انگلي خون ادامه يابد.تزريق داخل وريدي  پنتوستام بايد به آرامي  ( بيش از 5 دقيقه ) و با استفاده از وزن مناسب صورت گيرد تا از احتمال بروز هرگونه ترومبوز جلوگيري شود . درمان بايد تحت نظر كادر پزشكي صورت گيرد.درمان با تركيبات آنتيموان  معمولاً خوب تحمل مي شود ولي اگر عوارض جانبي جدي بروز كند ( عوارض كبدي وقلبي ) مي توان موقتاً درمان را متوقف كرد . اگر عود بيماري اتفاق افتد بيماران بايد نخست با تركيبات آنتيموان تحت درمان قرارگيرند ودر صورت رضايت بخش نبودن پاسخ درماني اتتخاب  دوم داروهاي آمفوتريسين B وپنتاسيدين خواهند بود. آمفوتريسين B :روزانه يا هفته اي  سه بار بصورت تزريق داخل وريدي و آنفوزيون داخل دكستروز 5% طي 4 ساعت تجويز   مي شود در شروع با دز اوليه 10 – 5 ميلي گرم كه بتدريج افزايش يافته ودر هر نوبت بميزان 10-5 ميلي به آن افزوده مي شود تا زمانيكه به دز 5/0 تا يك ميلي گرم در كيلوگرم از وزن بدن برسد . درمان بايد تا زمانيكه دز كامل يعني 3-1 گرم داده شود  ادامه يابد . طول دوره درمان بستگي به پاسخ درماني بيمار دارد . عود بيماري يا فقدان پاسخ درماني مناسب در 8% - 2% موارد اتفاق مي افتد بعلت سميت دارو براي كليه وقلب درمان  بايد هميشه در بيمارستان صورت گيرد. ب ) دستورالعمل درمان ليشمانيوز جلدي ( سالك ) درمان بيماري سالك در مواد زير توصيه مي شود.1-      كساني كه ضايعات زخمي بزرگ تر از 3 سانتيمتر دارند2-      كساني كه ضايعات متعدد اولسراتيو دارند3-      ضايعات مناطق باز بدن ( صورت – پشت دست  - پشت پا ) محل ضايعه درسه سانتيمتري     ارگان هاي حياتي مانند چشم – گوش و دهان باشد.درساير موارد پيشنهاد مي شود  كه درمان صورت نگرفته و جهت پيشگيري از گزش مجدد و انتقال  به ديگران وهم چنين پيشگيري از ايجاد احتمالي عفونت ثانويه ، با گاز استريل پانسمان گردد. روش درمان تركيبات آنتيموان پنج ظرفيتي ( گلوكانتيم و پنتوستام ) : كه بدوشكل تزريق موضعي و تزريق سيستميك قابل استفاده است .تزريق موضعي در موارد زير انديكاسيون دارد.تعداد ضايعات محدود ( 2 –3 ) عدد در نزديكي ارگانهاي حياتي نباشد. روش تزريق تزريق معمولاً در چهار نقطه داخل زخم صورت مي گيرد تا زمانيكه رنگ محل تزريق ضايعه متمايل به سفيد گردد. مقدار تزريقبستگي به اندازه ضايعه داشته و فواصل درمان هفته اي يكبار مي باشد . درمان ياد شده تا بهبودي كامل ضايعه توصيه مي گردد. تزريق سيستميك درموارد زير توصيه مي شود:-         تعداد ضايعات متعدد و السراتيو باشد ( از 3 ضايعه بيشتر)-         همراه با لنفادنوپاتي مجاور ضايعه فرم اسپيروتريكوئيد باشد.-         بيمار قادر يا مايل به پذيرش تزريق داخل ضايعه نباشد.-         موارد A.C.L با عامل L.Tropica درايران جهت پيشگيري ازاپيدمي با هر تعداد و فرم ضايعه بايد درمان شود.-         در خواست بيمار جهت معالجه بعد از توضيحات علمي توسط پزشك معالج -         توصيه مي شود در صورت وجود بيماريهاي كبد ، قلبي و كليوي درمان تحت نظر متخصص پوست انجام شود.-         تزريق در خانم هاي حامله كاربرد ندارد و توصيه مي شود از روش هاي ديگر درماني با مراجعه به متخصصين پوست استفاده شود. مقدار دارو و طول درمان 20 ميلي گرم آنتيموان بازاء كيلوگرم وزن بدن (20 mg/kg sb +5 ) روزانه  دريك نوبت تزريق عضلاني كه بهتر است بصورت منقسم در دوناحيه ( دو باسن 9 تزريق گردد . بمدت 10 – 14 روز و در صورت نياز پس از حداقل يكماه مجدداً رژيم درماني تكرار گردد.درصورت عدم پاسخ تا دو دوره درماني ارجاع بيمار به پزشك متخصص پوست توصيه مي شود. درصورت عود يا مقاومت انگل به درمان گلوكانتيم تنها بايد در دور دوم درمان ، آمپول گلوكانتيم + قرص آلوپورنيول 0 20 ميلي گرم پاركيلو ) تجويز شود .درصورت وجود عفونت باكتريائي ثانويه توصيه مي شود از مراقبتهاي موضعي ( پانسمان – نظافت  زخم ) و آنتي بيوتيك مناسب سيستميك استفاده نمود.چنانچه دربيماران سنگين وزن ، بيش از 2 آمپول گلوكانتيم روزانه لازم باشد در دو دوز منقسم ( صبح و شب ) تزريقات انجام شود.توصيه مي شود از دستكاري زخم اكيداً خود داري شود.رژيم هاي درماني ديگري هم وجود دارند كه در صورت نياز بايستي توسط متخصصين پوست تجويز گردند.درصورت بروز هرگونه واكنش در محل تزريق ( قرمزي . گرمي ، درد ، تورم ) و علائم سيستميك        ( شكايتهاي قلبي ، يرقان ، مشكلات ادراري ) درمان قطع و بيمار به پزشك متخصص ارجاع گردد.          برنامه کنترل و پیشگیری بیماری لیشمانیوز در کشورارائه خط مشی و انتخاب روشهای عملیاتی مناسب با استفاده از امکانات شبکه های بهداشتی درمانی کشور برای پیشگیری و کنترل بیماری لیشمانیوز براساس بیماریابی – تشخیص بموقع بیماری ، درمان مناسب ، افزایش آگاهی مردم در زمینه راههای سرایت و پیشگیری بیماری و هماهنگی بین بخشی با ارگانهای ذیربط با روشي یکسان در سراسر کشور بگونه ای که در تمام نقاط امکان اجرای آن فراهم بوده و به یک نوع عمل گردد. به عنوان هدف کاربردی اجرای برنامه مبارزه با این بیماری بشمار می رود که باتوجه به شرایط بهداشتی کشور در سطوح مختلف ارائه می گردد.  سطح کشوری : تشکیل شورای هماهنگی مبارزه با بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان با هدف ایجاد هماهنگی در زمینه گسترش بهداشت عمومی ، کنترل عفونتها با بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان با اعضاء ثابت توسط هئیت محترم وزیران تصویب گردید. هم چنین کمیته فنی جهت بررسی مسائل علمی و اجرائی مربوط به کنترل بیماری لیشمانیوز (جلدی و احشایی) در اداره کل پیشگیری و مبارزه با بیماریها تشکیل می گردد تا برنامه های زیر تحقق یابد. 1-   تهیه و تدوین دستورالعمل اجرائی مبارزه با بیماری در سطح کشور با استفاده از آخرین مطالعات معتبر علمی و نظریه فنی خبرگان فن. 2-      تقویت و گسترش هماهنگی بین بخشی 3-      برنامه ریزی نظارت ، مراقبت ، ارزشیابی ، اجرای برنامه مبارزه با بیماری لیشمانیوز 4-   ارائه طرح و برنامه های تحقیقاتی و همکاری با انستیتو های تحقیقاتی در زمینه شناخت کانالهای آلوده به بیماری و تعیین نوع لیشمانیوز5-   همکای در انجام تحقیقات مربوط به داروهای جدید جهت یافتن داروهای با اثر بخشی بیشتر طول درمان کمتر ، عوارض کمتر و قیمت مناسب تر 6-   همکاری در اجرای طرح های تحقیقاتی کاربردی جهت یافتن راههای تشخیص ساده تر با حساسیت و ویژگی بیشتر و عملی تر در صحنه علی الخصوص در مورد بیماری کالا آزار 7-      همکاری جهت شناخت مخازن بیماری و کاهش آن با مراکز ذیربط 8-      همکاری جهت مبارزه با ناقلین با ارگانهای ذیربط واستفاده از متدهای جدید حفاظت فردی جهت جلوگیری از گزش ناقلین 9-      تنظیم و برگزاری سمینارهای سالیانه در سطح کشور با همکاری دانشگاههای علوم پزشکی 10-   تقویت سیستم جمع آوری اطلاعات ،تهیه و ارائه پس خوراند ( مراقبت)  سطح دانشگاه ( استان):ریاست دانشگاه بعنوان ریاست شورای هماهنگی مبارزه با بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان بوده و معاون بهداشتی دانشگاه بعنوان دبیر شورا ، مسئولیت اجرائی برنامه را بعهده دارد تا این وظیفه بنحو مطلوب از طریق مرکز بهداشت انجام شود. مرکز بهداشت استان در رابطه با کنترل بیماری لیشمانیوز در سطح استان بایستی نکات زیر را مد نظر قرار دهد.   1- تقویت و گسترش هماهنگی بین بخشی با سازمانهای ذیربط در استان :باتوجه به خصلت اپیدمیولوژیک بیماری و نقش جوندگان مختلف بعنوان میزبان و پشه خاکیهای متفاوت با خصایص زیستی گوناگون و نقش عوامل اصلی و ریشه ای ازدیاد جمعیت این فاکتورها یعنی مخزن و ناقل نظیر ، اماکن مخروبه ، تجمع زباله ، سطح پایین بهداشت محیط زیست، سطح پایین آگاهی بهداشت جامعه ، افزایش حاشیه شهرنشینی ، و برنامه های کویرزدایی با استفاده از پوشش گیاهی میتوان به نقش اساسی سایر بخش های توسعه نظیر اداره کشاورزی ، محیط زیست ،جهاد سازندگی ، میراث فرهنگی ، سازمان آب و فاضلاب وزارت کشور ، اداره منابع طبیعی و ...پی برد. بدیهی است معاونت های بهداشتی دانشگاههای کشور محور اساسی تشکیل جلسات و توجه نقش حمایتی ارگانهای یاد شده در شکل گیری یک برنامه اجرائی دقیق گروهی با تفکیک و مشخص شدن وظایف و مسئولیت هرارگان و انجام کار مستمر و هماهنگ بمنظور کنترل بیماری لیشمانیوز (جلدی و احشایی ) می باشند که باین مهم بایستی بعنوان استراتژِي اصلی و اقدام کلیدی از سوی دانشگاههای کشور نگریسته شود ترغیب و تشویق سایر ارگانهای ذیربط استان به منظور مبارزه با مخازن (جوندگان در انواع مرطوب بیماری ) ازطریق شورای بهداشت استان و نظارت به کمیته های شهرستانی مشابه درکانونهای بیماری .مراقبت بیماری :      مراقبت اصلی ترین جزء کنترل بیماریهاست و سریع ترین روش آگاهی از بروز بیماری ، تحلیل وضعیت، برخورد مناسب با  بیماری در قالب سیستمی کارآمد بنام سیستم مراقبت را شامل می شود سه تعریف طبقه بندی شده براساس وضعیت بیماری (مظنون ، محتمل ، قطعی ) وجود دارد. مورد مظنون لیشمانیوز جلدی :وجود پاپول یا زخم پوستی ، بیشتر در نقاط باز بدن در منطقه آندميک كه بیش از 10 روز طول کشیده باشد. مورد محتمل لیشمانیوز جلدی :وجود پاپول یا زخم پوستی که بتدریج افزایش اندازه یافته اولسرآن گاه سطحی و برآمده است و گاه بصورت زخم های عمیق و چرکی با کناره های قرمز رنگ می باشد. مورد قطعی لیشمانیوز جلدی : وجود علائم مرحله مظنون با اضافه دیدن انگل در گسترش تهیه شده ضایعه پوستی (اسمیر ، کشت) در برنامه کنترل بیماری سالک ، موارد با تعریف محتمل بایستی گزارش گردند و اطلاعات تکمیلی در فرمهای بررسی منعکس می گردد. لیشمانیوز احشایی:مورد مظنون : بروز علائم کلینیکی بصورت بیماری تحت حاد با علائمی نظیر تب هپاتومگالی ، اسپلنومگالی ، کاهش وزن ، کم خونی ، تغییر رنگ پوست مورد محتمل : علائم بالینی همراه با آزمایش مثبت IFA,DAT و... مورد قطعی : وجود علائم مرحله مظنون باضافه دیدن انگل در گسترش تهیه شده از بافتها (طحال ، مغز استخوان و غدد لنفاوی)  و با بدست آوردن انگل در محیط کشت در برنامه کنترل بیماری کالا آزار موارد با تعریف محتمل بایستی گزارش شوند و اطلاعات تکمیلی در فرم بررسی تکمیل می گردند.  اساس مراقبت (C.L.) لیشمانیوز جلدی :لیشمانیوز جلدی در 72 کشور بصورت آندمیک وجود دارد. بروز سالیانه آن 000/005/1 مورد تخمین زده می شود بیماری دارای چندین فرم کلینیکی می باشد که عبارتند از لیشمانیوز جلدی لوکانیزه – لیشمانیوز جلدی منتشر (D.C.L) مواردی که بیشترین مشکل را به درمان دارند و لیشمانیوز جلدی مخاطی (M.C.L) که وخیم ترین فرم است و زخم های آن سبب تغیير شکل در صورت می گردد. در کانونهای لیشمانیوز جلدی انسانی (A.C.L) که انسان تنها مخزن آن است ، همه گیری ها در ارتباط با مهاجرت انسان از روستا به نواحی حاشیه ای فقیر شهرها اتفاق می افتد. در کانونهای زنوتوتيك (حیوانی ) که پستانداران مخزن بیماری می باشند. اپیدمی ها با تغییرات محیطی و جابجائی مردم غیر ایمن به نواحی روستایی ارتباط دارد. برای ایجاد و راه اندازی اقدامات نظارتی موثر به منظور کنترل و کشف اپیدمی ها مراقبت اساس کار است. مدل های مراقبتی توصیه شده : -         در سطح محیطی ثبت بیماران باید جهت بررسی و مدیریت برنامه نگهداری شود. -         گزارش جاری ماهانه از داد های جمع آری شده از سطح محیطی به میانی و مرکزی -         بین المللی : گزارش سالانه از سطح مرکزی به WHO (در تعداد محدودی از کشورها )-     بيماریابی فعال از طریق بررسی گروههای انتخابی با بررسی های همگانی ( بصورت استاندارد و متناوب ) از دیگر راههای تخمین شیوع C.L می باشند.  حداقل داده های توصیه شده :1- ثبت مشخصات بیمار در سطح محيطي- مشخصات فردی : سن ، جنس ، اطلاعات جغرافیایی سابقه مسافرت ها ، محل اقامت و دوره اقامت - داده های مربوط به لیشمانیوز:سیمای بالینی – تاریخ تشخیص – تشخیص های سرولوژِ ی (فقط برای  (M.C.L و پارازیتولوژی ، انواع گونه های لیشمانیا، نتیجه درمان 2- مجموع داده ها جهت گزارش :تعداد موارد برحسب سن ، جنس ، نوع تشخیص  توصیه ها برای آنالیز ، عرضه و گزارش داده:جدول : موارد جدید برحسب منطقه جغرافیایی – سن – جنس – نوع تشخیص – ماه و سال ، شیوع نقطه ای ( در صورت بیماریابی اکتیو)  نقشه :  موارد جدید برحسب روستا موارد استفاده از داده ها جهت تصمیم گیری :-         ارزیابی وسعت واقعی مشکل و جمعیت در معرض خطر -         ارتقاء و متمرکز کردن فعالیت های کنترلی -         اصلاح مدیریت و پیگیری بیماران M.C.L,D.C.L-C.L-         شناسایی تکنیک ها و مشکلات اجرایی -         ارزیابی تاثیر مداخلات کنترلی -         اپیدمی های مورد انتظار (پیش بینی اپیدمی ها )شرایط اختصاصی :از آنجا که اطلاعات موجود در مورد لیشمانیوز جلدی عمدتاً به روش بیماریابی پاسیو جمع آوری میگردد موارد موجود بسیار کمتر از موارد واقعی در جامعه می باشد. سایر فاکتورهایی که به نقص تشخیص یا عدم تشخیص می انجامد عبارتند از : پراكندگي گسترده کانونها ، محدودیت دسترسی  به تسهیلات پزشكی ، کمبود تسهیلات تشخیصی و محدودیت در استفاده یا استفاده نامنظم از داروهای خط اول  اساس مراقبت لیشمانیوز احشایی ( V.L ) ::لیشمانیوز احشایی در 61 کشور بصورت آندمیک وجود دارد. بروز سالانه آن حدود 000/500 مورد تخمین زده می شود این بیماری یکی از شدیدترین اشکال لیشمانیوز است که در صورت عدم درمان می تواند کشنده باشد. اپیدمی های متعدد و مرگباری در کانونهای لیشمانیوز احشایی با منشا انسانی در بنگلادش ، هند ، نپال و سودان اتفاق می افتد که در آنجا اعتقاد براین است که انسان تنها مخزن بیماری است. درنقاطی که بیماری مستقر می باشد در جهت کنترل بیماری و کشف اپیدمی ها مراقبت از اقدامات اساسی می باشد. تعریف توصیه مدل های توصیه شده مراقبتی :-         گزارش روتین ماهانه داده های جمع آوری شده از سطح محیطی به سطح میانی و مرکزی -         بین المللی : گزارشات سالیانه از سطح مرکزی ( کشوری) به WHO (فقط تعدادی از کشورها)-     بیماریابی فعال از طریق بررسی گروههای انتخابی با بررسی همگانی (استاندارد شده و متناوب ) این   بررسی ها روش های جایگزینی هستند که برای تخمین شیوع V.L بکار می روند. حداقل داده های توصیه شده :1- ثبت مشخصات انفرادی بیماران در سطح محیطی - مشخصات فردی مشخصات فرد – سن – جنس – اطلاعات جغرافیایی – سابقه مسافرت – مدت اقامت  داده های مربوط به بیماری :سیمای بالینی – تاریخ تشیخص – تشخیص سرولوژی و انگلی – انواع گونه های لیشمانیا و نتیجه درمان 2- مجموعه داده ها جهت گزارش تعداد موارد برحسب سن – جنس – نوع تشخیص توصیه ها برای آنالیز ، عرضه و گزارش داد ه ها جداول : موارد بروز براساس محل جغرافیائی ، سن ، جنس ، نوع تشخیص ، گروههای در خطر و سیمای بالینی برحسب ماه و سال ، شیوع نقطه ای ( در صورت بیماریابی فعال)موارد استفاده از داده ها جهت تصمیم گیری -         ارزیابی وسعت واقعی مشکل و جمعیت در معرض خطر -         ارتقاء و متمرکز کردن فعالیت های کنترلی -         مشخص نمودن مشکلات تکنیکی و اجرائی -         ارزیابی تاثیر مداخلات -         پیش بینی اپیدمی ها شرایط اختصاصی V.L مانند اغلب بیماریهایی که داده های آماری آن فقط بصورت پاسیو جمع آوری می شوند بمقدار زیاد کمتر از موارد واقعی گزارش می گردد. تعداد موارد بیمارانی که در معرض تماس با عفونت بصورت بدون علامت قرار دارند بسیار مهم تر از مواردیست که کشف می گردند. توضیح اینکه مدیریت شهرستان با نظارت بر پراکندگی جغرافیائی بیماری ، روند ماهیانه ، سالیانه ، مقایسه میزان بروز بیماری در مقاطع زمانی و مکانی مختلف بایستی دائما چگونگی وضعیت بیماری را تحت مراقبت داشته تا بمحض بروز اولین اختلال در وضعیت عادی پاسخ مناسب و واکنش لازم را ارائه نماید.  مرکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی:1-      ثبت موارد مبتلایان و تهیه فرم بررسی و اعلام موارد و کانونهای آلوده به شهرستان 2-      تهیه نقشه پراکندگی آلودگی بطور دقیق از منطقه تحت پوشش 3-   تهیه نمونه از مبتلایان (لیشمانیوز جلدی ) و آزمایش آن . البته نمونه گیری جهت انجام آزمایش آگلوتیناسیون مستقیم در مورد بیماری کالا آزار (DAT) در حال حاضر فقط در چهار استان آذربایجان شرقی ، اردبیل ، فارس، بوشهر  در دست انجام است  و سایر استانها بتدریج تحت پوشش قرار خواهند گرفت که د رآنصورت نمونه تهیه شده به مرکز بهداشت شهرستان جهت آزمایش فرستاده خواهد شد. 4-      درمان سريع مبتلایان طبق دستورالعمل کشوری 5-      ادامه درمان ونظارت بر حسن اجرای فعالیتهای واحدهای محیطی 6-      شناسائی محل زندگی مخازن ، طعمه گذاری، تخریب با حمایت شهرستان و استان و هماهنگی سایر ادارات ذیربط 7-      فعال نمودن سیستم صحیح جمع آوری زباله در روستا و نظارت بر حسن اجرای آن با کمک سایر ادارات ذیربط 8-      آموزش جامعه بطور مستمر با روش چهره بچهره توسط رابطین ، بهورزان ، سایر پرسنل بهداشتی 9-      نظارت بر کلیه واحدهای محیطی  خانه بهداشت:-   کشف موارد مشکوک و ارجاع به مراکز بالاتر جهت تشخیص قطعی و درمان در مورد لیشمانیوز جلدی پس از آموزش کافی د رمناطق آلوده و آندمیک تهیه لام از مورد مشکوک توسط بهورز انجام شده جهت تشخیص آزمایشگاهی به مرکز بهداشتی درمانی روستایی ارسال می گردد. در مورد بیماری لیشمانیوز احشایی کشف موارد مشکوک و ارجاع به مراکز بالاتر جهت تشخيص قطعی فعلا در چهار استان پایلوت طرح بیماریابی تجربی کالا آزار (فارس ، بوشهر، اردبیل ، آذربایجان شرقی ) نمونه خون تهیه و به مرکز تشخیص از آزمایشگاه شهرستان ارسال می گردد تا بتدریج کلیه استانها تحت پوشش قرار گیرند. -         ثبت موارد مثبت تائید شده و گزارش ماهیانه آن و آموزش لازم به مبتلایان جهت رعایت بهداشت زخم و پیگیری درمان -         آغشته نمودن پشه بند به سم -         آموزش چهره به چهره اهالی جهت استفاده از پشه بند و دفع صحیح زباله

تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 22:7 | نویسنده : ساره |
مالاریا مهم‌ترین بیماری انگلی و یکی از مسایل مهم بهداشتی تعدادی از کشورها بخصوص کشورهای گرمسیری دنیا است.

این بیماری به صورت عفونت حاد در بیشتر موارد وخیم و گاهی طولانی و با ویژگیهای تب متناوب و لرز، کم‌خونی و بزرگی طحال و گاه با ویژگیهای ساده یا کشنده دیگر خودنمایی می‌کند. اهمیت این بیماری به خاطر شیوع زیاد و مرگ‌ومیر قابل توجه‌است.

کلمه مالاریا یک کلمه ایتالیایی و به معنای هوای بد (Mal-Aria) است و منظور از آن تعریف بیماری با ویژگیهای تب متناوب است که ایتالیایی‌ها در گذشته وجود آن را ناشی از هوای بد و مناطق باتلاقی می‌دانستند.

بیماری مالاریا با نامهای دیگری چون پالودیسم، تب و لرز، تب نوبه و تب متناوب نامیده می‌شود.

انگل مالاریا توسط پشه‌ای به نام آنوفل به انسان منتقل می‌شود که شامل چندین گونه می‌باشد.

عامل :

عامل بیماری یک تک‌یاخته از جنس پلاسمودیوم است. تا کنون بیش از ۱۰۰ موردپلاسمودیوم شناخته شده که فقط ۴ گونه پلاسمودیوم در انسان ایجاد بیماری می‌کنند: •پلاسمودیوم فالسیپاروم (انگلیسی:Plasmodium falciparum)که عامل تب سه‌یک بدخیم است. •پلاسمودیوم ویواکس (انگلیسی:P.vivax)که عامل تب سه‌یک یا مالاریای ویواکس است. •پلاسمودیوم مالاریه (انگلیسی:P.malariae)که عامل تب چهاریک است. •پلاسمودیوم اوال (انگلیسی:P.oval)که عامل تب سه‌یک یا مالاریای اوال است. مالاریای اوال تا کنون در ایران دیده نشده‌است.

اگرچه این ۴ گونه بیماری مهمی را ایجاد می‌کنند اما بیماری ایجاد شده توسط پلاسمودیوم فالسیپاروم شدیدتر است و حتی گاهی منجر به مرگ می‌شود.

راه انتقال بیماری :

انتقال مستقیم

۱-۱انتقال به طور طبیعی از طریق نیش پشه آلوده.

۱-۲ انتقال از طریق جفت مادر. انتقال مستقیم مالاریا توسط انسان عفونت مالاریا ممکن است به روش مکانیکی و توسط انسان به طور تجربی، اتفاقی و یا به منظور درمانی صورت گیرد. این انتقال در تمام حالت‌های تلقیح انگل از راه داخل پوستی، درون ماهیچه‌ای یا داخل وریدی صورت گبرد.

۱-۲ مالاریای تجربی این روش برای انجام مطالعه‌های ایمنی‌شناختی، ارزشیابس داروها، روش‌های درمانی و بررسی دیگر ویژگیهای زیست‌شناختی انگل مالاریا به کار رود.

۲-۲ مالاریای اتفاقی در این مورد حالتهای مختلفی مشاهده می‌شود:

۱-۲-۲ مالاریای اتفاقی در آزمایشگاه به وسیله نیش پشه آنوفل آلوده به پلاسمودیوم انسانی و یا پلاسمودیوم میمون مشاهده می‌شود.

۲-۲-۲ مالاریای اتفاقی که در معتادان به هرویین یا مورفین و غیره عارض می‌شود و درآن آلودگی از راه سرنگ آلوده منتقل می‌شود.

۳-۲-۲ مالاریای اتفاقی از راه انتقال خون: مساله ایجاد مالاریا از راه انتقال خون به علت توسعه برنامه‌های انتقال خون و همچنین مراحل نهایی برنامه ریشه‌کنی مالاریا در بعضی کشورها اهمیت بیشتری پیدا کرده‌است.

۳-۲ مالاریای درمانی پیش از این به عنوان وسیله ایجاد ش.ک در امراض روانی یا در درمان بعضی عفونت‌ها به کار می‌رفت.

درمان :

درمان بیماری ازداروهایی مانند کلروکین-پریماکین-فانسیدار-مفلوکین-پروگوانیل-کینین و ... استفاده می شود.



تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 21:48 | نویسنده : ساره |

عود طبیعی در مالاریای ویواکس

مقدمه

مدت ها قبل این موضوع شناخته شده بود که مالاریای ویواکس باعث عود در درجه های متفاومتی می شود. عود مالاریا در برگیرنده مرحله قبل از گلبولی در پلاسمودیوم ویواکس برای اولین بار در سال 1948 مطرح شد اما مرحله عود واقعی، هیپنوزوئیت، صرفا در سال 1982 شناسایی شد. فعالیت دقیق هیپوزوئیت ها توضیح داده نشد. بطور کلی بنظر می رسد  که پلاسمودیوم ویواکس در مناطق معتدل نسبت به نقاط گرمسیری زمان القای طولانی تری دارند اگر چه طول زمان القا و استقرار در مالاریای گرمسیری شناخته شده است. در سال 2004 به هر حال Brey، Paul, Diallo نقش گزش های غیر آلوده پشها در انتقال فصلی پلاسمودیوم فالسیپارم را شرح دادند.

P. vivax در مناطق شمالی در قرن بیستم ناشناخته بود و تنها از طریق منابع تاریخی و اسناد گذشته می توان آنرا مطالعه کرد. مالاریا در فنلاند را میتوان بواسطه داده های آماری مرگ و میر مالاریا که در مناطق و شهرها اتفاق افتاده و ثبت شده را از سال 1794 مورد مطالعه قرار داد. داده ها همچنین جزئیات واضح تری در مورد توزیع تاریخی مالاریای Vivax در مناطق شمالی می دهد. مرگ و میر مالاریا تحت چنین دوره هایی تحت تاثیر استفاده از پوست درخت cinchona و کینین نبود چونکه مردم معمولی نمی توانستند این داروها را تهیه کنند.

دماهای ژوئن و ژولای با تاثیرات براندازه جمعیت آنوفل که در اواخر ژولای و آگوست تخم ها باز می شوند مرتبط است. این موضوع وضعیت مالاریا در طول 12ماه را تحت تاثیر قرار می دهد.

اهداف این مطالعه اصولی که باعث عود می شود تشریح می کند و طول مدت القای مالاریای ویواکس در فنلاند را تعیین می کند.

روش ها

آمار تلفات مالاریا در سال 1850-1750 از نقاط مختلف که ثبت شده بود جمع آوری شد و توسط Hulden تفسیر شد. تمام دماهای مرتبط با مناطقی که اطلاعات مالاریا از آنجاها گرفته شده بود توسط Uppsala سوئدی جمع بندی شد. این موضوع نشان داد که استفاده از دماهای ثبت شده دانشمند سوئدی با دماهای عمده و اصلی در فنلاند تا حد زیادی مطابقت دارد.

داده های تلفات ماهانه مالاریا در دوره زمانی 1750 تا 1850 با دماهای ماه های ژولای و ژوئن برای دوره های یکسانی مقایسه گردید و تا ده سال عقب تر از این زمان 132 ماه از کل دوره (1850-1750 و 1849-1749، 1848-1748و ...) ارزیابی شد. علاوه بر این اختلاف و تفاوت بین جهت بندی و اشتباهات (مخدوش شدن) داده ها برای تلفات ناشی از مالاریا نشان داده شد و با دماهای ژوئن و ژولای مقایسه شد و 5 سال جلوتر از این زمان ، 60 ماه در تمام سال های (1851-1751 تا 1855- 1755) ارزیابی گردید. مناطق مطالعه به 4 قسمت تقسیم گردید. جزایر آلاند، سواحل همراه با مجمع الجزایر، غرب کشور، شرق کشور. این مناطق با الگوهای شناخته شده توزیع گونه های آنوفل مطابقت داشت. در ابتدا در دو تا از مناطق An.messeae بیشتر معمول بود و کمی هم An.claviger مشاهده شد. منطقه جزایر آلاند جدا شد بعلت اینکه به موارد مالاریا به مقدار زیادی با جنسیت مرتبط بود  مرد/ زن بترتیب (40/60%) مردان کمتر در معرض پشه های آنوفل در فصول اصلی انتقال در زمستان و بهار قرار می گرفتند چونکه مردان بمدت طولانی تحت شرایط بدون پشه وقتی که به ماهیگیری و شکار خوک به مناطق دور دست روی دریای یخ زده می روند می گذرانند. در غرب کشور منحصرا An.messeae شناخته شده است و در مناطق شرقی هر دوی An.keklemishevi, A.messeae معمول است.

نتایج

همبستگی بالایی از تلفات مالاریا با دماهای ژوئن – ژولای در آوریل- می در طول پیک های مالاریا در فصل بهار در طول سال اتفاق می افتد. ضریب همبستگی بتدریج در طول سال بعدی کاهش می یابد. بیشترین موضوع مورد توجه، افزایش ناگهانی همبستگی بین دماهای اصلی ژوئن- ژولای و تلفات مالاریا قبل از آگوست یا سپتامبر در طول سال اخیر است. چون که پشه های آنوفل در فنلاند در مراحل لاروی در ژوئن و ژولای واقع شده اند، این همبستگی بالا نشان می دهد که بیرون آمدن نسل جدید از پشه های غیر آلوده بطریقی تلفات مالاریا در آگوست و سپتامبر در بر دارد.

بحث

القای عود

دماها در وضعیت بیرون و صحرایی در فنلاند برای تکمیل سریع سیکل اسپروگونی p.vivax و انتقال جدید اسپروزوئیت بسیار پایین است. تقریبا تمام عفونت های اولیه در طول زمستان و بهار در شرایط داخلی و اماکن صورت می گیرد. این نتیجه گرفته می شود که آنوفل های غیر آلوده در آگوست و سپتامبر باعث تحریک فعال سازی سلول های هیپنوزوئیت p.vivax در انسان می شود.

همانطورنیز نتیجه می شود، عود در مالاریای ویواکس توسط آنوفل ها القا می شود. زمانی که برای عود یا عفونت تعیین می شود با زمان تلفات مالاریا همبستگی دارد .

این احتمال بنظر می رسد که تنها گزش ها بوسیله آنوفل ها می تواند عود را القا کند. در فنلاند اذیت و آزار پشه ها در بیرون منازل در ماه های ژوئن و ژولای به اوج خود می رسد. در تحقیق گونه هایی که انسان را مورد گزش قرار می دهند در ابتدای ژولای در تمام فنلاند11 گونه کولیسینه متعلق به جنس های آئدس و کولیستا است اما گونه های آنوفل نقشی نداشتند اگر هر کدام از این گونه ها بتواند عود را القا کنند الگوهای همبستگی ماهانه مالاریا متفاوت خواهد شد.

ماکزیمم طول دوره نهفتگی تا زمانی است که عودهای مختلف بین مناطق آشکار شود. در سواحل sw و غرب طول دوره نهفتگی کمتر از 2 سال (برآورد می شود بواسطه پیک عفونت های اولیه در آوریل- می).

در جزایر آلاند ماکزیمم طول نهفتگی بصورت تجربی 5-3 سال و در غرب فنلاند تقریبا 9 سال است.

 در طول اوایل سال همبستگی بالای دماهای ژوئن- ژولای در آگوست و سپتامبر منحصرا عود نشان می دهد. پیک همبستگی در طول وسط زمستان به احتمال زیاد باعث عود همراه عفونت های اولیه اتفاقی می شود.

این حقیقت نتیجه می شود که تعداد کمی از پشه ها در منازل مسکونی گرم شانس آلوده شدن در طی اولین موج عودهای مالاریا در آگوست- سپتامبر دارند چونکه آن وقت بیشتر اعضای خانواده در ساختمان هایی که گرم نیستند بطور جداگانه می گذرانند. معمولا در اکتبر مردم مجبور هستند با همدیگر در ساختمان گرم بروند بعلت اینکه دما کاهش می یابد پشه های آلوده در اماکنی که گرم نیستند نمی توانند انگل را انتقال دهند.

نسبت پشه های آلوده در اماکن گرم در ابتدای اکتبر خیلی پایین است. فقط 15درصد از آنوفل های مسی قبل از وارد شدن به مکان های بیش از اندازه زمستانی در آغاز سپتامبر خونخواری می کنند. فقط تعداد کمی از اینها بواسطه عودهایی که توسط سایر نسل های مشابه پشه ها سبب می شوند گامتوسیت کسب می کنند و نهایتا فقط تعداد بسیار کمی از افراد آلوده می توانند به منازلی که انسان ها در ماه اکتبر برای فصل زمستان رفته اند داخل شوند. تعدادی از عفونت های اولیه به نسبت بسیار سریعی بعد از نیمه زمستان در ارتباط بالایی با پیک در آوریل- می شروع به افزایش می کند. تمام پیک های بعدی مرتبط (هر چند که لزوما تمام موارد مالاریا نیست) منحصرا عود ها را نشان می دهند چونکه در سرمای زیاد بلافاصله بعد از تخم گذاری در ماه می می میرند. در مورد غرب کشور وابستگی و ارتباط نشان می دهد که پیک نیمه زمستانی بمدت طولانی حفظ می شود.

از سوی دیگر جهت گیری های جداگانه در نتیجه بی نظمی ها، مرتبط ساختن این جهت گیری و سمت و سو برای موارد مرگ مالاریا در شرق کشور همچنین ارتباط متقابل با دماهای 5 ساله ژوئن- ژولای در آینده نمی تواند رابطه واقعی مطابق موارد مرگ و میر مالاریا داشته باشد .این 5 سال جهت گیری تصادفی و تفاوت آشکاری در ترکیب سوگیری 6 تا 9 سال قبل از زمان گذشته که هنوز در نیمه زمستان جمع کرده نشان می دهد .

علاوه بر این بررسی پایداری الگوهای ارتباط منطقه ای در هر سری داده های منطقه ای به دو دوره 1799-1750 و 1850-1800 تقسیم می شود.  این دو دوره می تواند بعنوان دو مجموعه داده کاملا مستقل در نظر گرفته شود.

دو سری ارتباط قابل توجه و مشابهی وجود دارد اگر چه تعداد موارد مرگ مالاریا ممکن است بین این دو دسته زمان بخصوص در آگوست متغیر باشد. دو دسته زمان جزایر آلاند (شرح داده نشده) کمی نسبت به دیگران انحراف دارد اما این موضوع احتمالا بواسطه شرایط دموگرافی استثنائی در جایی است که جمعیت نرها در وسط فصل زندگی تغییر می کنند. سایر روش های داده ها به پایه قوی برای الگوهای تشخیصی منطقه ای اشاره دارد.

اثر متقابل پشه /هیپنوزوئیت

این موضوع شناخته شده است که بزاق آنوفلینه ها و کولیسینه ها و ازودیلاتورها (گشاد کننده های عروقی) و آنتی کواگولانت های متفاوتی دارند که به پدیده های تکاملی مستقلی اشاره دارند. زمانی که اسپروزوئیت ها از اوسیست در دیواره بیرونی معده پشه ماده به غده های بزاقی حرکت می کنند اینها توسط مولکول های مشخصی در ساختمان غده ها جذب می شوند. هر چند که این مولکول ها جزئی از بزاق نیستند. توانایی شناسایی برخی اجزاء در بزاق باید تمام اسپروزوئیت به هیپوزوئیت تبدیل شود. این اطلاعات می تواند در خود ژنوم اسپروزوئیت یا در نتیجه فعل و انفعالات بین اسپروزوئیت و بزاق گذارده شود.

مبنای چند شکلی الگوهای عود پلاسمودیوم ویواکس پیشنهاد شده (بعنوان سوش یا زیرگونه پلا سمودیوم ویواکس توضیح داده شده). نتایج اخیر الگوهای تکاملی بیولوژی پلاسمودیوم ویواکس روشن ساخته است.

از امتیازات قابل توجه پلاسمودیوم این است که قادر به تغییر زمانبندی تولید گامتوسیت در ارتباط با پدیده های زیستی پشه ها است. این واضح است که اگر هیپنوزوئیت ظرفیت نمایان ساختن خونخواری توسط نسل جدید پشه ها از انسان ها داشته باشد پلاسمودیوم می تواند تولید گامتوسیت را وقتی که پشه ها فراوان باشند بهینه و مطلوب سازد. توانایی نسبت به کشف حضور ناقلین مناسب همچنین احتمال سازگاری پلاسمودیوم ویواکس نسبت به مناطق دور افتاده با تفاوت رفتار ناقلین محلی به حداعلی خود می رسد. پلاسمودیوم عمدتا توسط انسان های آلوده در مناطق جدید پخش می شوند. در مناطق شمالی تایگا، وقتی که آنوفل های بالغ در اماکن داخلی زمستان گذرانی می کنند زمان اصلی مهاجرت است. همانطور در نتیجه ترکیب رفتار ناقل و انسان انتقال فصل سرما و پراکندگی مالاریا در مناطق شمالی افزایش می یابد. الگوهای عود متفاوت منطقه ای مالاریا مطابق ماکزیمم یک تا دو سال تا ماکزیمم بیشتر از 5 سال در هر دوی مناطق غرب و شرق فنلاند نشان داده شده است. زمان عود طولانی در شرق فنلاند شاید با تیپ پلاسمودیوم ویواکس زمستانی روسی که توضیح داده شد مرتبط باشد که بتدریج در منطقه تایگا غالب شده است. مناطق غربی با حداکثر زمان عود کوتاه (یک تا دو سال) ممکن است با تیپ اروپای شمال غربی که در آلمان شناخته شده، هلند و جزیره بریتانیا مرتبط باشد.

اگر تفاوت در زمان عود هیپوزوئیت شاخص چند شکلی در پلاسمودیوم ویواکس است تفاوت در زمان عود می تواند تفاوت فصلی و منطقه ای ناقل پشه را نیز تفسیر کند.

ناتوانی در پیش بینی جمعیت های پشه بوسیله شاخص تولید هیپنوزوئیت همراه با زمان عود طولانی برای تضمین بقای جمعیت پلاسمودیوم انتخاب شود. ناتوانی پیش بینی در این وضعیت ها مناطق شمالی و سردتر را به سمت مناطق معتدل می برد و با افزایش زمان عود مالاریای ویواکس مرتبط است. زمان عود طولانی در مناطق گرمسیری کمتر اتفاق می افتد چونکه عود به آسانی توسط حضور پشه ها مخفی می شود. زمان عود طولانی بیش از 4 سال در مناطق گرمسیری دیده شده است. تصور می شود که شاخص چند شکلی در مالاریای ویواکس توسط مدتی که  هیپنوزوئیت به فعالیت مقاوم است توضیح داده می شود. بعد از زمان مقامت، هیپنوزوئیت ها در جهت فعال شدن حساس و مستعد می شوند. در شرایط طبیعی هیپنوزوئیت های مستعد انتظار داریم که تا زمانی که نسل های جدید آنوفل ها خونخواری می کنند بحالت غیر فعال باقی بمانند. آنوفل ها هیپنوزوئیت های حساس برای تغییر شکل یافتن در شیزونتها رها می کنند و در خون انسان مروزوئیت تولید می کنند. در حدود یک تا دو هفته نسل جدید آنوفل هایی که توسط گامتوسیت های خون انسانی آلوده می شوند افزایش می یابند. هیپنوزوئیت های با زمان مقاومت طولانی تر در کبد انسان هنوز باقی می مانند البته تا زمانی که آنها نیز در جهت فعال سازی حساس می شوند(مستعد شوند)

استمرار شرایط غیر قابل پیش بینی (بعلت اقلیم یا سایر عوامل) بتدریج بوسیله قسمت زیادی از زمان دوره کمون طولانی انتخاب می شوند و ممکن است سرانجام منجر شود به سوش های منطقه ای (زیر گونه ها و تیپ ها) مانند تیپ زمستانی که تمام اسپوروزوئیت ها ممکن است در هیپنوزوئیت ها تغییر شکل یابند. این مدل ساده بیشتر مشاهدات راجع به عودهای مالاریای ویواکس توضیح می دهد و برای بقای پلاسموریوم در شرایط محیطی متغیر نیاز است.

آنوفل مسی بعنوان یک ناقل

آنوفل مسی تنها ناقل غالب در مناطقی از فنلاند با مالاریای اندمیک است. این گونه بعنوان ناقل در هلند و سوئد مورد تردید و تحقیق است. در هلند آنوفل مسی زیاد می شود و آنوفل آتروپارووس کم می شود (در زمان مشابه که مالاریا ناپدید می شود) و بنظر می رسد که این آنوفل ها و بیشتر آتروپارووس به اماکن گرم وارد نمی شوند. در سوئد آنوفل مسی قبل از زمستان گذرانی خونخواری کمی دارد و این آنوفل الزاما زمستان گذرانی موفقی ندارد.

در سال های اخیر به هر حال آنوفل مسی مکررا در خانه های روستایی در تابستان در فنلاند و در طول فصل سرما ثبت و گزارش شده و این آنوفل همچنین در فصل زمستان از انسان خونخواری کرده است.

در یک تحقیق روسی همچنین آنوفل مسی ناقل مهمی در بخش هایی از شوروی سابق است. لوئیس هاکت زمستانگذرانی آنوفل مسی در ابتدای دهه 1930 را مشاهده کرده است. وقتی که پشه در محیط گرمی قرار بگیرد خونخواری می کند و هاکت نتیجه گرفت که نیاز برای تغذیه به شرایط مکان زمستانگذرانی بستگی دارد. در 1996 آنوفل مسی بعنوان ناقل عمده در طغیان مالاریا در روسیه شناخته شد. آنوفل های فنلاندی در طول سپتامبر برای زمستانگذرانی وارد پناهگاه ها می شوند و همچنین در زمانی که بیشتر مردم هنوز در کپرهایی که گرم نیستند زندگی می کنند وارد می شوند به عنوان یک نتیجه آنوفل ها به کپرهای مناسب وارد می شوند و همچنین به بعضی اماکنی که گرم هستند داخل می شوند. خانه های گرم که بطور سنتی شلوغ بودند در قرن های 18 و 19 در طول فصل زمستان به مقدار زیادی گرما و رطوبت تولید می کردند که برای پشه هایی که نیمه فعال بودند و مجبور به خوردن مقداری خون اضافی برای بقا بودند شرایط مساعدی فراهم کرده بود.

این موضوع ناشناحته است که مقدار واقعی اسپروزوئیت های تزریق شده به انسان ها در طول خونخواری بسیار پایین است هر چند که کل تولید اسپروزوئیتها بالا است. این موضوع نشان می دهد خونخواری با افزایش تعداد اسپروزوئیت ها در غده های بزاقی آنوفل پونکتولاتوس و گامبیه افزایش می یابد. پلاسمودیوم نیاز به رسیدن دارند همانطور تعدادی میزبان ها احتمالا در طول فصل انتقال در فنلاند عمدتا در فصل سرما از نیمه زمستان تا بهار مکانی را اشغال می کنند. این موضوع نشان داده که پلاسمودیوم ویواکس بطور مشابهی ناقل های فنلاندی (آنوفل مسی و آنوفل بکلیمی شوی) برای گرفتن چندین وعده خون در داخل اماکن وقتی که حداکثر اسپروزوئیت ها در غده های بزاقی باشند را افزایش می دهند. اگر پلاسمودیوم ویواکس قادر به تغییر وضع ناقل باشد می تواند ظرفیت انگل هابرای سازگار شدن با مناطق جدید نیز بهبود بخشد. از اینرو طبق نتایج جانسون و آمینش تناقضی در احتمال اینکه آنوفل مسی می تواند ناقل موثر مالاریا باشد وجود ندارد.

تعریف جدید ظهور مجدد پلاسمودیوم فالسیپارم

هیپنوزوئیت در پلاسموریوم فالیپارم ناشناخته است و بنابراین مالاریای فالسیپارم عود واقعی ندارد. مالاریای فالسیپارم همانطور شاید بواسطه انتقال غیر فصلی بوسیله تروفوزوئیت ها یا شیزونتها در سلول های قرمز خونی در سیستم مویرگی یا یک فرایند تغییر آنتی ژنتیک مقاومت کند این موضوع شناخته شده است که در ابتدای انتقال فصلی بچه ها در مدت کمتر از یکسال و چندین هفته بعد از مادرشان به مالاریا مبتلا می شوند. این امر اشاره دارد به اینکه آنوفل ها یا سایرجنسهای پشه ها باعث یک افزایش ناگهانی در آلودگی مادرانی که شیزونتهای خفته مالاریا در فصل انتقال قبلی داشتند می شود. به عبارت دیگر یک مادر دچار اولین ظهور مجدد می شود در حالیکه آلودگی اولیه در بچه ها منحصرا چند هفته بعد اتفاق می افتد. تعریف جدید برای این فرایند پیشنهاد شد. این فرض پنداشته شد که پشه های آنوفل واقعا شیزوتنها در جهت تولید مزوئیت ها رها می کنند مشابه روشی که آنها هیپوزوئیت های فعال در مالاریای ویواکس آزاد می کنند. در مورد مالاریای ویواکس در فنلاند، پلاسمودیوم نمی تواند واکنشی به سایر پشه ها نسبت به گونه های آنوفل بعلت تقسیم بندی فصلی بدهد. بطور مشابهی این امتیاز مهم برای پلاسمودیوم فالسیپارم است که بمحض اینکه ناقل فراوان و زیاد شود گامتوسیت تولید می کنند. این مدل بسیار مختصری است که مشاهدات مربوط به مالاریای فالسیپارم را شرح می دهد.

نتیجه:

مکانیسم عود مالاریای ویواکس مدت هاست که بعنوان معما نزد دانشمندان مطرح است. در زمان کنونی بیشتر تحقیقات راجع به وضعیت های مرتبط با عود جاهایی است که در مان مورد استفاده قرار می گیرد. این امر خیلی محتمل است که اقدامات پزشکی واقعا با عودهای طبیعی تداخل می کند.

داده های آماری عمده فنلاند در این رابطه کاملا بی نظیر است چون عملا در طی سال های 1850-1750 اقدامات پزشکی موثری صورت نگرفته بود. بعنوان یک نتیجه عودهای طبیعی که بوسیله پشه ها منتشر شده در آمارهای تاریخی فنلاند می تواند تعیین گردد.

این اشاره دارد به اینکه پلاسمودیوم ویواکس استعداد تشخیص دارد و تغذیه خونی ناقل های آنوفل تغییر می کند. افزایش انتخاب برای هیپوزوئیت ها، مرحله کمون، بیانگر شرایط فصلی غیر قابل پیش بینی است. طبق این مفاهیم مالاریای ویواکس می تواند در بخش های بزرگی از مناطق معتدل گسترش یابد و توسط شرایط اقلیمی محدود نمی شود.

بالاخره نشان دادن اینکه یک مولکول عود یا ظهور مجدد تولید می کند می تواند احتمالات جدیدی برای اقدامات پزشکی در مالاریا باشد. وقتیکه هیپوزوئیت ها می توانند بطور مصنوعی در طول فصل هایی که انتقال صورت نمی گیرد فعال شود اقدامات پزشکی می تواند بسیار موثر باشد و به پیشگیری از عودها کمک کند.



تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 21:46 | نویسنده : ساره |
آناتومی اسفنج ها


اسفنج ها شامل حیوانات دریایی هستند که شاخه پوریفرا ( porifera ) را تشکیل می دهند و جزء جاندارلن ابتدایی می باشند. توجه به گذشته اسفنج ها مشخص کرده که نیاکان اولیه آنها کوآنوفلاژله ها ( choanoflagellate ) هستند.












آناتومی اسفنج ها











اسفنج ها شامل حیوانات دریایی هستند که شاخه پوریفرا ( porifera ) را تشکیل می دهند و جزء جاندارلن ابتدایی می باشند. توجه به گذشته اسفنج ها مشخص کرده که نیاکان اولیه آنها کوآنوفلاژله ها ( choanoflagellate ) هستند.

بررسی مراحل تکاملی به وضوح نشان داده است که جد اسفنج ها از آغازیان آبزی بوده که تشکیل کلنی داده و بعد به صورت سلولهای یقه دار در اسفنج ها ظاهر شده اند.

در بدن یک اسفنج بافت یا اندام وجود ندارد ، بجای آن هر یک از سلول ها مسئول فعالیت های خاصی برای زنده نگه داشتن اسفنج ها هستند. بعضی از اسفنج ها بر روی صخره ها می رویند و رنگ های درخشانی دارند و بعضی از اسفنج ها شبیه گلدان هستند.

▪ سیستم حرکت : سلولهای آمیبی ( amoeboid cells ) همراه با فعالیت دیواره ابزار حرکت برای انتقال مواد غذایی از سلولی به سلول دیگر را فراهم می کند. برای مثال ، ممکن است بعضی از غذاها به سمت لایه ای از سلول هایی که سطح را پوشانده است حرکت کند و آنها از آن تغذیه کنند.

▪ سیستم گوارشی : اسفنج ها دارای تغذیه فیلتری هستند ، این بدین معنی است که آنها زمانی که بالغ می شوند در یک مکان باقی می مانند ، و غذا را به وسیله فیلتر کردن از روزنه هایش بدست می آورند. ذرات میکروسکوپی غذا را به وسیله آب آورده و سپس به وسیله سلول های یقه ای احاطه می شوند ، سیستم گوارشی غذا را در ویزیکول هایی قرار می دهد یا آنها را به سمت سلول های آمیبی برای گوارش می فرستد.

▪ سیستم برون ریز : در اسفنج ها غده های درون ریز وجود ندارد ، اما آنها دارای غده های برون ریز هستند که به سطح ترشح می شوند . مطالعات در دو دهه گذشته نشان داده است که اسفنج ها بیو توکسین های وسیعی را تولید می کنند که گاهی بسیار قوی است. برای مثال برخی از Tedania , neofibularia می توانند جوشهای دردناکی بر روی پوست انسان ها ایجاد کنند. بیوتوکسین یک ماده شیمیایی است که از حمله صیادان و همچنین آلوده شدن به وسیله میکروبها جلوگیری می کند و به رقابت برای مکان با دیگر بی مهرگان شامل ascidians ، corales و حتی دیگر اسفنج ها کمک می کند.

▪ سیستم دفعی : یک منفذ اصلی در اسفنج ها وجود دارد که برای وارد یا خارج شدن مواد استفاده می شود.

▪ سیستم ایمنی : در تمام اسفنج های دریایی ترکیبی از anti flammatory و antibiotic شناسایی شده است.

▪ سیستم اسکلتی و ماهیچه ای : دیواره یک اسفنج از سه نوع سلول تشکیل شده است. سلولهای بیرونی، سلول های اپیدرمی صاف هستند . سلول های درونی، سلول های یقه ای با تاژک هستند که آب را در روزنه ها و قسمت مرکزی به حرکت در می آورند و سرانجام آن را به وسیله منفذ بالایی که در بدن قرار دارد و osculum نامیده می شود ، به خارج می راند و Mesohyle یک لایه ژلاتینی بین قسمت بیرونی بدن و spongocel در اسفنج ها ست. اسکلت در اسفنج ها شامل تکه های کوچک سوزنی شکلی به نام spicules ( که از کربنات کلسیم تشکیل شده است. ) و یا روزنه پروتئینی به نام sponging و یا ترکیبی از هر دو است.

▪ سیستم عصبی یا حسی : در اسفنج ها سیستم عصبی وجود ندارد. اما ثابت شده است که سیگنال های الکتریکی در طول غشاء سلولها از یک طرف به طرف دیگر حرکت می کند.

▪ سیستم تولید مثل : اسفنج ها دارای تکثیر جنسی و غیر جنسی هستند. آنها هرمافرودیت ( hermaphroditic ) و یا جدا جنس اند. در تولید مثل جنسی تخم ها و اسپرم ها در آب رها و سپس بارور می شوند ، نتیجه این باروری تشکیل زیگوت است که به صورت یک لارو مژه دار که می تواند شنا و یک مکان جدیدی را پیدا کند ، می باشد. اسفنج ها همچنین به وسیله جوانه زدن تکثیر می شوند و محصول این فرایند یک کلنی است که می تواند بزرگ شود. آنها قادر به ترمیم خود هستند و همچنین می توانند از قسمت کوچک یک اسفنج کامل را بسازند.

▪ سیستم تنفسی : سلول های مختلف اکسیژنی که در جریان آب عبوری وجود دارد را جذب می کنند








تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 21:42 | نویسنده : ساره |
hydra






ساختمان بدن هيدر hydra






هيدر hydra يك موجود آبزي است كه زندگي خود را از راه شكار موجودات آبزي ديگر ميگذراند. اين جانور خيلي راحت به عنوان يك گياه در نظرمان شناخته ميشود زيرا ظاهرش همانند يك كاكتوس كوچك است




زنگ سبز هيدر - همزيستي با جلبكها hydra





رنگ سبز هيدر ناشي از جلبك هاي همزيستي است كه در بافت هاي هيدر به سر ميبرند.






هيدر كيسه گوارش يك طرفه اي دارد و شبكه اي از تارهاي عصبي در بدنش گسترش يافته و سراسر بدن هيدر را در بر ميگيرند.






ساختمان لايه هاي بدن هيدر hydra









ديواره بدن هيدر شامل دو لايه مشخص است . یک لایه خارجی اپیدرمیس epidemis ، یک لایۀ داخلی گاسترودرمیس gastrodermis ،و يك لايه نازك غير سلولي به نام مزوگله mesoglea بین آنها است .






از ويژگيهاي هيدر و ساير مرجانها داشتن اندام گزنده اي به نام نماتوسيست nematocyst است . نماتوسيست nematocyst كپسول كوچكي از مواد شبه كتيني است كه در ان يك رشته مارپيچي نخي شكل وجود دارد كه در مواقع خطر اين رشته به بيرون از كپسول رها ميشود.










شكار و بلعيدن طعمه توسط هيدر hydra








هيدر به كمك اندامهاي نماتوسيست nematocyst خود، شكارش را فلج كرده و به سمت حفره دهاني هدايت ميكند.





نماتوسيست nematocyst وسيله اي براي شكار و هدايت غذا



غذا پس از ورود به حفره دهاني هضم ميشود و ضايعات غذايي دوباره از حفره دهاني به بيرون ريخته ميشود.








هيدر قادر است هم از طريق جنسي و هم از طريق غير جنسي تكثير پيدا كند.







تكثير غير جنسي يا جوانه زدن در هيدر hydra





تكثير غير جنسي يا جوانه زدن در هيدر hydra




به طور معمول هيد توسط جوانه زدن يا تكثير غير جنسي تكثير مي يابد. جوانه ها به شكل برجستگي روي بدن ظاهر شده و به تريج كشيده شده و دهان و بازوهايي بر روي ان ظاهر ميشود.







وقتي تغذیه خوب باشد ممكن است دو يا سه جفت جوانه در بدن هيدر ديده شود.




تاريخ : شنبه سی ام مهر 1390 | 21:34 | نویسنده : ساره |
در ممالک غربی ، دکتر دامپزشک همردیف با یک پزشک در بهداشت عمومی جامعه مؤثر و قابل احترام است. با تأسف باید اظهار داشت که در کشور عزیزمان ایران هنوز جایگاه واقعی و اصلی دامپزشکان بدرستی تبیین نشده است. عده زیادی از مردم پس از گذشت سالها از تربیت دامپزشکان در دانشگاهها و اشتغال آنان در بخشهای مختلف هنوز با زمینه ها ، وظایف و نوع عملکرد دامپزشکان آشنایی ندارند. دکتر دامپزشک در جوامع شهری و روستایی و در هر دو زمینه نقش مهم و مؤثری در تأمین سلامت عمومی جامعه ایفا می كند.
هر چند که پیشوند دام در کنار نام پزشک در نگاه عمومی جامعه نشانه سروکار داشتن دکتر دامپزشک با دام است اما واقعیت اینست که در چرخه بیماریها و جلوگیری از روندهای ایجاد یک بیماری بخصوص بیماریهای قابل انتقال بین دام و انسان و نیز در کنترل و بازرسی صنایع غذایی بخصوص با منشاء دامی ، دکتر دامپزشک نقش اول را بازی می کند. امروزه در کشورمان رشته های متعدد در سطوح فوق دکترا پس از گذراندن دوره دکترای عمومی دامپزشکی وجود دارد که هم اینک تعداد قابل توجهی از دانش آموختگان دکترای عمومی در این رشته ها به ادامه تحصیل مشغولند.





تاريخ : سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 | 21:5 | نویسنده : ساره |
 

 

 

درکل شبیه گل هستن!!!!!!!!!!!!



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 | 14:8 | نویسنده : ساره |
 

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 | 13:59 | نویسنده : ساره |

 

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 | 13:55 | نویسنده : ساره |



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 | 13:48 | نویسنده : ساره |

 

Paramecium

علاوه براین عکس ها درکلاس های عملی دوستان عکس هایی ازنمونه های بارامسی گرفتند ولطف کردندبه من دادند دراسرع وقت اونا روهم دروبلاگ قرارمیدم.همراه باعکس فرامینفرا که ازآمیب های قدیمی وگروه ریشه بایان محسوب میشه و اوگلنا وهیدر و ابلیا واسفنج له شده که لام اونا رو در آزمایشگاه دیدیم.



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 | 13:39 | نویسنده : ساره |
سلام ازامروز وبلاگ به وبلاگی درسی در جهت ارتقابخشیدن به کیفیت موضوعات ومباحث مطرح شده درکلاس های رشته ی دامبزشکی خصوصا کلاس جانورشناسی ورودی ۹۰ دانشگاه تبریز تبدیل میشه امیدوارم بانظرات سازنده ی شما لحظات سودمندی رو در این وبلاگ سبری کنیم ان شا الله ازاستاد حاتمی کمال تشکر رو داریم.



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 | 13:21 | نویسنده : ساره |
سلام عزیزان روز آغاز مدارس و دانشگاه ها رو به همه ی دانش آموزان و دانشجوهای گل گلاب تبریک میگم امیدوارم موفق و موید باشیم من رو دعا کنید. یادپارسال که میفتم بغض توی گلوم جمع میشه پشت کنکوری بودن خیلی سخت بود اما گذشت روزای عمر مثل باد میگذرن یاد سالهای دبیرستان /دوستام که الان هرکدوم یه جا هستن مریم که حالا ازم دوره  از اینکه میخوام از خونه دور شم دپرسم اما خدا کمک میکنه. راستی بااجازه هفته ی اول دانشگاه رو پیچوندم بیخیال فعلا خدا انیس و مونس لحظه هاتون

تاريخ : یکشنبه سوم مهر 1390 | 10:1 | نویسنده : ساره |



تاريخ : جمعه یکم مهر 1390 | 11:34 | نویسنده : ساره |
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند. . .
 
..........................................................................
 
 دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا . . .
 
..........................................................................
 
خوبی بادبادک اینه که
می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده
ولی بازم تو آسمون می‌رقصه و می‌خنده . . .
 
..........................................................................
 
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
 
..........................................................................
 
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . .
 
..........................................................................
 
خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید
پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد
"دکتر علی شریعتی"
 
..........................................................................
 
برنده می گوید مشکل است ، اما ممکن
و بازنده می گوید ممکن است ، اما مشکل . . .
 
..........................................................................
 
آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند . . .
 
..........................................................................
 
حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتون مغرور نشوید
چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید . . .
 
..........................................................................
 
من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم
هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام . . .
"بیل گیتس"
 
..........................................................................
  
 
تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را
(امام علی علیه السلام)
 
..........................................................................
 
اگر مایلید پیام عشق را بشنویم ، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم . . .
 
..........................................................................
   
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست
 
..........................................................................




تاريخ : جمعه یکم مهر 1390 | 11:32 | نویسنده : ساره |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.