دامپزشکی عشق است اگر عاشقی برتو مبارک ...

 

کسی که برای التیام درد انسانها می کوشد،  مهربان است وکسی که برای درد حیوانات دل

 می سوزاند،مهربانترین انسانهاست...

"علامه طباطبایی"

*******

مهاتما گاندی :

میزان مدنیت یک جامعه را از رفتار مردم آن جامعه با حیوانات میتوان تشخیص داد



تاريخ : پنجشنبه هفتم آذر 1392 | 23:10 | نویسنده : ساره |
سلامی از روی آشنایی

روز و روزگارتون خوش و لحظه هاتون خدایی

قبل از همه به اندازه ی تمام گفتن ها و ناگفته ها شکر خدا رو باید بجا بیارم

شکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر خــــــــــــــــــدای مهربانم

شکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

امروز بهترین روز عمر من در ۳ سال اخیر بود، به اندازه ای خوشحال بودم که فقط خدا میدونه. از عوض شدن و تغییر روند زندگیم بسیار خرسندم. از اینکه دیگه مجبور نیستم دور از دست های مهربون مامانم و عطر وجود بابام و شیطنت های خواهر برادرام زندگی کنم. از اینکه دیگه مهر ماه و بوی پاییز آزارم نمیده و غصه رو توی دلم نمیشونه. از اینکه دلم آرومه مدیون محبت و لطف خدا هستم. دیگه پیش خانواده هستم .خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــا شــــــکــــرت. پارسال همین وقتا بود حرم آقام امام رضا بودم اینقدر دلم پر بود و دل تنگ بودم که رو بروی صحن طلایی عشقم امام رضا فقط اشک میریختم و التماس میکردم که امام رضا جون به غریبیتون قسم من توی آزمون غربت رفوزه ام.مامان میگفتن گل دختر ناشکری نکن امام رضا قهرشون میاد...اما حالیم نبود...دلم نمیخواست ازشون دور بشم.... اما خواست خدا بر این بود که بازم دور باشم و تجربه های جدید و باارزش و دوست داشتنی رو کسب کنم و البته خیلی سخت... سال تحصیلی ۹۲-۹۳ من مسئولیت خونه داری و خرید و درس خوندن و زندگی به تمام معنا مستقل رو چشیدم . اون هم در شهری که با مردمش با همه ی پاکی و شعور اما همزبون نبودیم و خیلی زندگی سخت میگذشت. باید با انصاف بود خیلی ناب بود درس هایی که امسال از زندگی گرفتم. یاد گرفتم میشه روی پاهای خودت بایستی و فقط با تکیه به خدا با همه ی مشکلات کنار بیای. یاد گرفتم میشه مثل شیر زندگی کرد و پاک زندگی کرد و تسلیم هزار و یک خواسته نفسانی نشد.یاد گرفتم خدا هم پدره،هم مادر، هم برادر،هم خواهر، هم مونس. چه شبهایی تنها تب میکردم و مریض بودم اما خدا بود و مراقبم بود.خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا شکـــــــــــــــــــــر ... اشک امونم نمیده ...چیک چیک روی کیبورد میریزه خدایا به این اشکــــــــــــــــــــــــا قسم من بی معرفت نیستم تا ابد مهربونیات یادم میمونه قربونت بشه ساره. امام رضای مهربونم دورت بگردم که یکسال نشده جوابمو دادی . این پست اخرین پست وبلاگم هست چون ترم های مهم و اینده سازی در پیش داریم.بعد هم آزمون جامع علوم درمانگاهی،که نیاز به تلاش صدچندان هست. به خدا قسمتون میدم حلال کنید بنده رو و بر ما ببخشایید نامهربونی ها رو و خیلی دعام کنید که محتاج تر از من روی زمین پیدا نمیکنید. آرزوی توفیق برای همه ی دوستان و هم رشته ای ها و دوستان مجازی و همکلاسی های عزیز، اکیپ خودمون و سایرین دارم.حلالم کنید.

"آدم ها" می آیند

گاهی در زندگی ات می مانند

گاهی در خاطره ات

آن ها که در زندگی ات می مانند

همسفرت می شوند.

آن ها که در خاطرت می مانند

تجربه ای برای سفر.

گاهی "تلخ"

گاهی "شیرین"

گاهی با یادشان "لبخند" می زنی

گاهی یادشان لبخند از "لبانت" بر می دارد

اما تو ... لبخند بزن...

به تلخ ترین خاطره هایت...

هرچه بود ، هرچه گذشــــت

آدم ها می آیند

و این آمدن

باید رخ بدهد

تا تو بدانی

"آمدن" را همه بلدند

این "ماندن" است

که "هنر" می خواهد

دستاتون در دستان مهربون خدا

خدانگهــــــــــــــدار


برچسب‌ها: خداحافظی

تاريخ : سه شنبه هجدهم شهریور 1393 | 22:47 | نویسنده : ساره |
امروز عالی بود همه چی. حتی فکرشم نمیکردم.خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا شکر...شکر...شکــــــــــــــــــر

شکرلله ...شکرلله...شکرلله

احتمالا نیستم تا مدتی



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد 1393 | 22:2 | نویسنده : ساره |

نم نم بارون . بارون خیسم کرد .ماشین زیرم کرد، یه مرد احمق دست تو جیبم کرد، یه هزاری برداشت، هیچی نگفتم، دوهزاری ورداش،هیچی نگفتم،پنج هزاری برداش، زدم تو گوشش، گوشش خون اومد، بردمش دکتر، دکتر دوا داد، آب انار داد، دوارو دادم خورد فرداش دیدم مرد

(پسر داییم میگفت آخرش باید بگی آشغالی اومد جنازه شو برد!منم لج میکردم که نخیر اینو نداره!!!)

 niniweblog.com

نایت اسکین  

ده بیست سه پونزده - هزار و شصت و شونزده - هرکی می گه شونزده نیست - هیفده - هیژده - نوزده - بیست 

نایت اسکین 

ده بیست سی چل - پنجاه شصت- هفتاد هشتاد نود صد   

نایت اسکین 

دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده. خبر داری؟ نچ نچ . بی خبری؟ نچ. نچ . پس تو گرگ من هستی. . . 

نایت اسکین 

  کوکاکولا پپسی، من آدمم تو خرسی، من سفیدم تو مشکی، کی خوبه، خدا، کی بده، تو تو ، من بدم؟!، اومدم. . . 

نایت اسکین 

پشت درای بسته، زیزی گولو نشسته، آقا جمالی می خونه، آقا مهندس می رقصه!

نایت اسکین 

دیشب تو بانک ملی، من بودم و قلقلی، قلقلی گفت مامان جون، چایی رو بریز تو فنجون، فنجون خجالت کشید، سرشو به ساعت کشید، ساعت که هشت و نیم بود، مامان خونه داییم بود،رفتم دم آشپزخونه، دیدم غذا فسنجونه، دور و برش بادمجونه، هی ریختم، هی خوردم، هی ریختم، هی خوردم، مامان اومد بالا سرم، با ملاقه زد تو سرم، آی سرم، وای سرم، آی سرم، وای سرم، من دختر افسرم، افسر عروسی کرده، منو دعوت نکرده، خدا ذلیلش کنه، زیر زمینش کنه، زیر زمین نهنگه، دست علی تفنگه.....

نایت اسکین  

گربه ميگه: ميو ميو

 

سگه مي گه: بدو بدو

 

آب چشمه ها شورن

 

ماهياي توش كورن

 

حالا كه بلبل مي خونه،

 

حالا كه بابا بيرونه،

 

حسني كه باغ داره،

 

بَرّ ه ي چاق داره،

 

بچّه ها بياين دست بزنيم

 

حسني چي كار داره

 

فرش اتُاق خاله

 

پشَم تن بزُغاله

 

مرواریدای خاله

 

دندونای بزُغاله

 

جاروی اتُاق خانه

 

از موهای بزغاله

 

مهمونیای خاله

نایت اسکین

خنده

 
الله کریم، هفت نفریم، نون نداریم، شب می خوریم، صبح نداریم، صبح می خوریم، شب ندارم.


نایت اسکین
 سیا،سیا خونة ما نیاد، عروس داریم، بدش میا.
نایت اسکین
این داد و بی داد، تخمه بو می داد، به همه می داد، به من نمی داد، وقتی که می داد، پوساشو می داد، منم بودادم ، به همه دادم، به او ندادم، وقتی که دادم، پوساشو دادم.

نایت اسکین
تاپ ِ تاپ خمیر، شیشه پر پنیر، پردة حصیر، توتک فطیر، دست کی بالاس ؟

نایت اسکین


یک و دو و سه، زنگ مدرسه، چهار و پنچ و شیش، ناظم بیا پیش، نخودچی کشمیش، هفت و هشت و نه، یک قدم جلو !

نایت اسکین


جمجمک برگ خزون، مادرش زینب خاتون، گیس داره قد کمون، از کمون بلند ترک، از شبق مشکی ترک، ننه جون شونه میخاد، شونة فیروزه میخاد، حموم سی روزه میخاد، ها جستم و واجسم، تو حوض نقره جستم، نقره نمکدونم شد، خانمی به قربونم شد.
نایت اسکین
موش موشک، آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه، سر به سوراخت نزنه، قایم باش! قایم باش!

نایت اسکین
گرگم و گله می برم، چوپون دارم نمیذارم، من می برم خوب خوبشو، چوپون من تیزتره، دنبة من لذیذتره، خونة خاله از این وره، از اون وره.

نایت اسکین
«این جا تهرونه - بشکن! قر فراوونه - بشکن! من نمی شکنم - بشکن! برای تاجرا - بشکن! روی آجرا -بشکن! زیر درخت یاس - بشکن! کردم التماس - بشکن! زیر درخت توت - بشکن! افتادم به روت - بشکن!‌ ، این جا بشکنم یار گله داره، اون جا بشکنم یار گله داره.»

نایت اسکین
چه دختری، چه چیزی، دست میکنه تو دیزی، گوشتارو درمیاره، نخود رو جاش میزاره، دهن آقاش میذاره ، دیزی که در نداره،خاله خبر نداره.

نایت اسکین
لا لا لا لا گل پونه، گدا اومد در خونه، نونش دادیم خوشش اومد، خودش رفت و سگش اومد، چخش کردیم بدش اومد، لا لا لا لا گل خشخاش، بابات رفته خدا همراش، لا لا لا لا گل فندوق، ننه ت رفته سر صندوق، لا لا لا لا گل گردو، بابات رفته توی اردو، لا لا لا لا گل پسته، بابات رفته کمر بسته، لا لا لا لا گل سوسن، بابات اومد چشت روشن!، لا لا لا لا گل زیره، چرا خوابت نمیگیره، که مادر قربونت میره، برو لولوی صحرایی، تو از بچم چه میخایی، که این بچه پدر داره، و قرآن زیر سر داره، دو شمشیر بر کمر داره.

نایت اسکین
مرغ زرد پا کوتا، گل باقلا، سینه سفید دم طلا، گردن دراز دم کلم، به شیش قرون، می خریدنش، نمی دادمش، شب ها مونسم بود، روزها همدمم بود، سگ اومد. کدوم سگ؟ همون که مرغ و بردش، کدوم مرغ؟ مرغ زرد پاکوتا....

نایت اسکین
شاه اومد، - کدوم شاه؟ - همون که شیر رو کشتش. - کدوم شیر ؟ - همون که گاب را کشتش . – کدوم گاب ؟ - همون که آب را خوردش.- کدوم آب؟ - همون که چوب رو بردش. - کدوم چوب؟ - همون که سگ را کشتش. - کدوم سگ؟ - همون که مرغ و بردش. - کدوم مرغ؟ - مرغ زرد پا کوتا - گل باقلا. سینه سفید دم طلا، گردن دراز دم کلم، به شیش قرون می خریدنش، نمی دادمش، شب ها مونسم بود، روزها همدمم بود ...

نایت اسکین
دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم، دو تا خاتونو دیدم، یکیش به من آب داد، یکیش به من نون داد، نون رو خودم خوردم، آب رو دادم به زمین، زمین به من علف داد، علف را دادم به بزی، بزی به شیر داد .شیر رو دادم به مس گر. مس گر به من پول داد.پول رو دادم به  نونوا،‌ نونوا به من آتیش داد، آتیش و دادم به زرگر، زرگر به من قیچی داد، قیچی رو دادم به درزی (یا به ملا)، درزی (ملا) به من قبا داد، قبا رو دادم به مولا، مولا به من قرآن داد، قرآن رو دادم به بابا، بابا به من خرما داد، یکیش رو خودم خوردم ، یکیش افتاد به زمین، گفتم: بابا ، خرما بده، زد تو کلام افتاد تو باغچه، رفتم کلامو بیارم، آتیش به پنبه افتاد،بالا رفتیم راست بود پایین اومدیم دوغ بود هرچی گفتیم دروغ بود

نایت اسکین
اُشتر به چراست در بلندی، کله ش به مثال کله قندی – در بلندی، اشتر به چراست در بلندی، چشماش به مثال آینه بندی- کله قندی- در بلندی، اشتر به چراست در بلندی، گوشاش به مثال بادبزندی- آینه بندی- کله قندی- در بلندی، اشتر به چراست در بلندی، دُمبش به مثال جاروبندی- کله قندی- آینه بندی- بادبزنی- در بلندی.

نایت اسکین
تخمه می شکنی پیرزن؟ - دندون ندارم، فرزند! جارو می کنی پیره زن؟- قوت ندارم ( یا کمر ندارم) فرزند ! شوهر می کنی پیره زن ؟ - اختیار دارین! فرزند!

نایت اسکین
هر که عروس عمه شد، سرخ و سفید و پنبه شد، هرکه عروس خاله شد، سوسک سیا جزغاله شد.

نایت اسکین
تو که ماه بلند در آسمونی، منم ستاره میشم دورت می گردم، - تو که ستاره میشی دورم میگردی، منم ابری میشم روت رو می گیرم،- تو که ابری میشی روم رو می گیری، منم بارون میشم تُن تُن می بارم ، توکه بارون میشی تن تن می باری، منم سبزه میشم سر درمیارم، - توکه سبزه میشی سر در می آری ، منم گل می شم و پلوت می شینم – تو که گل میشی و پلوم میشینی ، منم بلبل میشم چه چه می زنم (واست می خونم) .

 

نایت اسکین

تفاوت نسل ها:

یادم میاد وقتی همسن و سال محمد حسن و فاطمه و ریحون اینا که بودم همه ی شعرای بالا رو حفظ بودم و با دوستام بلند بلند میخوندیم و کیف میکردیم. خیلیاشون رو عزیز جون (مادر بزرگ باباجونم.خدا رحمتشون کنه)  یادم داده بودن و وقتی بابا میرفتن ماموریت و زنگ میزدن خونه یه دور باید همه رو واسشون میخوندم و بابا ذوق میکردن و منم خودمو لوس میکردم.

حالا نسل محمد حسن و فاطمه و ریحون : فروردین ماه حکم کرده بودن که آی پد میخوان ...بابا بنده خدا مطیع اوامر بودن و چند میلیون واسشون هزینه شد. خرابش کردن به همین آسونی و خوشمزگی!حکم کردن تبلت میخوان...بازم دو میلیون هزینه شد!!!

حالا امروز ماشاالله سفارش دو عدد دوچرخه ژیتان(فکر کنم اسمش این بود!) دادن و محمد حسن میگه بابا جون من که پسر خوبیم . آشی هم دختر خوبیه گوشی آیفون واسمون میخری؟!!!!

ما هم دیگه حرفی نداریم :ا

دختره گریه میکنه ... زاری میکنه...



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد 1393 | 23:29 | نویسنده : ساره |

اسرار درونی  یک فیل

دهان کوچکش به ما میگوید که کمتر صحبت کنیم وبیشتر گوش دهیم .

گوشهای بزرگ او مارا بر می انگیزد که با صبر و

شکیبایی به عقاید ونظرات جدید  دیگران گوش فرا دهیم .

چشمان باریکش  به تمرکز دقیق وعمیق او اشاره دارد

تمرکزی که برای دقیق وسریع انجام دادن وظایفی که به عهده اش هست ضروری  است

بینی بلند وبزرگش به ما میگوید که اطرافیان را با دقت جستجو کنید تا بیشتر یاد بگیرید




تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 21:33 | نویسنده : ساره |
در دنیایی زندگی میکنیم که:

آرمانهای پاکی دارند

ولی مسیرهای نجس را برایش انتخاب میکنند!

چشم های پاکی داند

ولی چشم در چشم نامحرم در خیابان ها قدم میزنند!

زبانهای عاشقی دارند

ولی در دلهایشان هوسها را پرورش میدهند!

عاشق شهادتند و بسیجی مخلص

اما در جهاد با نفسشان بازنده اند!

در برابر دیگران چشم پاک و سر بزیر راه میروند

ولی در خلوتشان همه را با یک چشم مینگرند!

زمزمه لبشان در اداره! ذکر خداست

ولی در باغهایشان رقاصه می آورند!

بر روی میزشان عکس رهبر و امام است

ولی در خانه هایشان به ماهواره ای ها چشم دوخته اند!

در ظاهر موحدهستند حتی موحدتر از پیامبر

ولی خدایشان را برای یک اسکناس گردن میزنند!

 

ما درست مثل همین

لوکوموتیو که یدک میکشد

واگن ها را

یدک می کشیم از اسلام فقط نامش را



 



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 21:30 | نویسنده : ساره |

304_9327.jpg

این اتاق به دوربین مداربسته مجهز است.
 
این کوچه به دوربین مداربسته مجهز است.
 
این شهر به دوربین مداربسته مجهز است.
 
این جهان به دوربین مداربسته مجهز است.
 
دکمه های پیراهنت ، بندهای کفشت ،
 
خودکار توی کیفت ،
 
خطوط روی سرانگشت هایت،
 
نفس هایت... به دوربین مداربسته مجهز است.
 
پیامبران همه گفتند. کاش به یقین برسیم



 



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 21:19 | نویسنده : ساره |

 

حساب و کتاب

نگرانی

 

سفیهی طلا رابا مس عوض کرد.

دلیلش را پرسیدند ، در جواب پاسخ داد : چون رنگش سرختر بود!

 

[ خدایا کمکمان کن رنگ و لعابهای دنیا فریبمان ندهد ؛ که مبادا طلای عقبی را به مس دنیا بفروشیم  ]


برچسب‌ها: تقلب

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 21:11 | نویسنده : ساره |
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.